مقاله علمی علمه طباطبایی درباره مشروبات الکلی به کنگره استکهلم سوئد

مقاله علامه که همان وقت در روزنامه «وظیفه» چاپ تهران شماره 157 منتشر شد، از نظر می‌گذرد:

 1. اسلام برخلاف سایر ادیان که تعلیمات آنها بر اساس انزوا و کناره‌‏‌گیرى از اجتماع بنا شده، مانند نصرانیت و برهمنى و بودائیت و یا تنها به تربیت طایفه و نژاد خاص چشم همت دوخته باشد مانند یهودیت، سازمان تعلیم و تربیت خود را یک سازمان اجتماعى جهانى قرار داده است که سعادت انسانیت را در زمینه مدنیت، که هرگز انسان از وى مستغنى نیست، با ایجاد اتحاد و اتفاق کامل میان افراد، تأمین کند و تشکیل مجتمعى را در نظر گرفته که جزء تشکیل دهنده آن یک انسان خالص متمیز بوده باشد و با سیر تکاملى خود سعادت انسانیّت را صد در صد به دست آورد.

و روى این اصل از براى تشکل جامعه مورد نظر خود انسان فطرى (انسان طبیعى) را در نظر گرفته است؛ یعنى انسانى را که دستگاه آفرینش به وجود آورده و با موهبت عقل سلیم مجهز کرده و با این وسیله از سایر انواع حیوانى تمیز داده و آلایش و پیرایش اوهام و خرافات و سایر افکار پوچ تقلیدى و موروثى را نداشته باشد، و این مطلب از اول تا آخر کتاب‌‏الله (قرآن شریف) در نهایت وضوح پیداست.

اسلام تشخیص مى‏‌دهد انسانى را که دستگاه آفرینش به وجود آورده و با عقل سلیم مجهز نموده است، با سلامت شعور و ادراک (و فطرت خدادادى خود) درک مى‏‌کند که در عین حال او و هر آفریده دیگرى در شاهراه حیات جویاى سعادت و خواهان خوشبختى خود مى‌‏باشد؛ و در پیدایش وجود خود و بقاى خود و تأمین سعادت و رفع حوایج خود به هیچ وجه استقلال نداشته و از هر جهت محتاج به کنار از خود مى‌‏باشد.

و همچنین هر موجود دیگرى از اجزاى جهان آفرینش، خود خود را به وجود نیاورده و در اداره وجود و بقاى خود استقلال ندارد و مجموعه جهان هستى نیز که همان انسان و سایر پدیده‏هاى جهانى است به یک نقطه‌‏اى مافوق طبیعت بستگى داشته و با یک اراده شکست‏‌ناپذیر غیبى طبق قوانین عامه علیت و معلولیّت اداره شده و به بقاى وجود خود ادامه مى‌‏دهند.

و این درک، انسان را به سوى این نتیجه هدایت مى‌‏کند که باید به خداى یگانه‏ (حیات علم و قدرت مافوق طبیعت) سر تسلیم فرود آورده و به سوى مقصدى پیش رود که در ساختمان وجود وى پیش‌‏بینى شده و به دست عقل سپرده شده است.

قرآن شریف تصریح مى‌‏کند: «دین همان تسلیم به خداى یگانه است»  و تصریح مى‌‏کند که دین همانا یک سلسله تعلیماتى است که با آفرینش ویژه انسان وفق داده و تطبیق کرده و خواست‌‏هاى وجودى وى را در نهایت تعدیل تأمین نماید: «دین روى آفرینش خدایى استوار است که مردم را طبق آن آفریده و آفرینش خدایى قابل تبدیل و تغییر نیست».

کسى که از این نظر کلى و قطعى اسلام: «بشر باید در حال اجتماعى و اتفاق طورى زندگى کند که با آفرینش انسانى تطبیق نماید». اطلاع به هم رسانیده و کمى تأمل نماید، حدس خواهد زد که اسلام در جریان تعلیمات خود حفظ عقل سالم را مهم‌‏ترین واجبات دانسته و کمترین اجازه‌‏اى از براى تباه کردن وى، حتى یک لحظه، نخواهد داد و همان‏‌طور هم هست.

اسلام اداره امور زندگى انفرادى و اجتماعى انسان را به دست عقل سالم سپرده و هیچ‏‌گونه اجازه مداخله به عواطف دروغ نمى‌‏دهد؛ مگر در حدودى که عقل تجویز نماید. و از این روى از هر چیزى که فعالیت طبیعى این موهبت خدادادى را کم یا زیاد به هم زده و مختل مى‏‌کند و تلاش عقل و تدبیر را خنثى مى‏‌نماید، با تمام قوا جلوگیرى به عمل مى‌‏آورد، چنان که از قمار که روى بخت و شانس استوار است و دروغ و افترا و تزویر و غش در معاملات و هر چه از این قبیل بوده و عقل اجتماعى را مختل ساخته و تدبر و رویه را خنثى مى‏کند، نهى مى‌‏نماید.

و از آن جمله است: استعمال مشروبات الکلى که شدیداً در اسلام ممنوع و حتى‏ نسبت به نوشیدن یک قطره از مسکرات هشتاد تازیانه مجازات تعیین شده است.

2. خوردن مشروبات الکلى در میان سایر کارهاى مزاحم عقل و تدبیر تنها عملى است که سر و کارش مستقیماً با عقل و شعور مى‌‏باشد و تنها به منظور کشتن تعقل و تقویت عواطف بى‌‏سرپرست انجام داده مى‌‏شود. و به همین جهت آثار شوم و نتیجه‌‏هاى زشت و ناهنجارى که پیوسته از جهت بهداشت و اخلاق و روان و دین در افراد و در جامعه‌‏هاى بشرى بسط و توسعه مى‌‏دهد، به هیچ وجه قابل انکار نبوده و پوشیده نیست.

فعلًا سالى که از تاریخ انسانیت نمى‏‌گذرد که هزارها و هزارها بیمار الکلى به بیمارى‌‏هاى گوناگون مرى و معده و ریه و کبد و اعصاب و غیر ذلک، گرفتار نشده و در بیمارستان‌‏ها بسترى نشوند.

سالى نمى‏‌گذرد که جمعیت انبوهى مجانین الکلى به تیمارستان‌‏ها منتقل نشوند.

سالى نمى‌‏گذرد که میلیون‌‏ها اشخاص کنترل اخلاقى خود را از دست ندهند و یا به انحرافات روانى و گرفتارى‌‏هاى فکرى مبتلا نشوند.

سالى نمى‏‌گذرد که این سم مهلک به صدها میلیون قتل و خودکشى و جنایت و دزدى و خیانت و عرض فروشى و رسوایى و پرده‌‏درى و افشاى اسرار و بدگویى و بدزبانى و ایذا و اذیّت هدایت نکند (و یا وقت‌‏هاى زیادى، افراد شریف انسان را در حالى که مانند حیوان وحشى پاى‏‌بند هیچ قانون و مقرراتى نیستند، اسیر و زندانى نکند).

تعقل پاکى که روزانه به واسطه استعمال صدها میلیون لیتر مشروبات الکلى از دست جامعه انسانى مى‌‏رود، ضایعه اسفناک و جبران‌‏ناپذیرى است و البته از نظر روانى از جامعه انسانیتى که پیوسته همه یا قسمت اعظم ممیز انسانیت خود را (تعقل صحیح و پاک) از دست مى‏‌دهند، نباید امید خیر و انتظار خوشبختى عمومى داشت.

قرآن شریف براى اولین بار که از نوشیدن مى نهى مى‏‌کند، به ‏طور اجمال به همه مفاسد فردى و اجتماعى وى اشاره کرده و او را «اثم» نام نهاده: یعنى کار زشتى که‏ دنباله نامطلوب داشته و محرومیت‌‏هایى بار مى‌‏آورد.

و براى آخرین بار که در نهایت تأکید نهى مى‏‌کند، مخصوصاً به دو نوع از مفاسد و مضرّات این عمل اشاره مى‏‌کند که رخنه یافتن آنها به جامعه انسانیت، ارکان جامعه بشرى را سست و بالاخره کاخ سعادت عمومى را به ‏طور قطع سرنگون خواهد کرد.

در سوره مائده، آیه 91 مى‏‌فرماید: «شراب مسکر در میان شما کینه و دشمنى ایجاد کرده و شما را نسبت به مقدسات قوانین و مقررات، که پاى‌‏بندى آنها تنها راه سعادت شماست، بى‏‌اعتنا و بى‏‌بند و بار مى‏‌کند» و بسیار روشن است که تنها همّ تعلیمات اسلامى تشکیل اجتماع صالحى است که الفت و التیام در آن حکومت کند و همه افراد آن خودشان را در پیشگاه خدایى مسئول اجراى قوانین انسانى که ضامن سعادتشان مى‌‏باشد بدانند، و در هیچ حال خدا را فراموش نکنند و به مسئولیت خود بى‏‌اعتنا نباشد.

این است آنچه اجمالاً در قرآن شریف در مقام قانون‌‏گذارى بیان شده است و آنچه از مقام نبوت در این باب نقل شده بیرون از حد بوده و همه مضرات جسمانى و روحانى خمر را تفصیلاً بیان مى‌‏نماید.

3. روزى که اسلام مشروبات الکلى را تحریم کرد جهان بشریت به استثناى معدودى از یهود، مبتلاى این سمّ مهلک بوده و در همه مجتمعات مترقى و غیرمترقى آن روز رواج کامل داشته و خوردن مى هیچ‌‏گونه ممنوعیت قانونى نداشت. مردم آن روز با همین عقیده و عادت نا‌مطلوب نسلًا بعد نسل به ‏طور توارث رشد کرده و رگ و ریشه دوانیده بودند.

البته ریشه‌‏کن نمودن چنین عادتى از براى اسلام همان اندازه اشکال داشت که از میان بردن عقیده وثنیت مشکل بود؛ اگر مشکل‏‌تر نبوده باشد.

و به همین جهت بود که اسلام در اجراى حکم تحریم خمر، راه ارفاق و طریقه تدریج را اختیار نموده و به منظور خود در ظرف چندین سال از دعوت (فاصله نزول آیه اعراف و آیه مائده، جامه عمل پوشانیده. در آیه اعراف سربسته و به نام «اثم» و در سوره بقره آیه 219  نسبتاً صریح‌‏تر؛ در آیه مائده صریح نهى نموده است.

و هم‌‏چنین در اوایل بعثت به عنوان تحریم ساده و سرانجام تحریم شدید نموده و قرار حدّ (مجازات با تازیانه) صادر کرده است.

4. اسلام در ابتداى کار اگرچه در اجراى حکم تحریم و بیرون کردن هواى مى‏‌‌ پرستى از سر مردم، دچار مشکلاتى بود، ولى در عین حال در اجراى این حکم شاق و پذیرش عمومى از وى، موفقیت شگفت‌‏آورى پیدا کرده که راستى حیرت‌‏انگیز است.

آیه مائده که آخرین آیه‌‏اى است که به تحریم خمر مشتمل است، نشان مى‏‌دهد که پس از چندین سال که از عمر تحریم مى‌گذشته هنوز مردم به کلى دست از عادت دیرین خود برنداشته بوده‏‌اند؛ ولى چنان که از قراین تاریخى بر مى‌‏آید، پس از تحریم قطعى خمر، مردم یک‏‌باره هوس باده کشى را از سر بیرون رانده و بى‌‏تأمل هر چه خم شراب و صراحى مى بود، در کوچه‌‏ها و معابر و سر راه‏‌ها شکسته و موجودى محتویات آنها را به زمین ریختند و هرگز اجراى حد براى کسى که در زمان پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله (ما بین تحریم و تعیین حد و رحلت رسول) شراب خورده باشد، نقل نشده؛ با این‌‏که اجراى حد از براى قتل و زنا و امثال آن از منهیات، زیاد نقل شده است.

و در مسیر تاریخى سیزده- چهارده قرن که از طلوع و دعوت اسلامى مى‏‌گذرد، در میان جامعه اسلامى مى‏‌توان گفت: صدها میلیون مسلمان آمده و رفته‌‏اند که در عمر قطره‌‏اى از این سمّ مهلک نچشیده باشند.

و در ممالک اسلامى که صدها میلیون مسلمان زندگى مى‌‏نمایند، به جز شهرهاى بزرگ که از مدنیت! امروزى بى‏‌بهره نبوده و این سمّ نیز به همراه مدنیت! در آنها شیوع پیدا کرده، مى‏‌توان قطع داشت که میلیون‌‏ها مسلمان در عمر خود رنگ شراب ندیده باشند.

در همین ایران خودمان در غیر شهرهاى بزرگ، در دهات و عشایر میلیون‌‏ها زن و مرد مى‏‌توان یافت که در زندگى خود قطره‏‌اى از شراب نچشیده‏‌اند، سهل است، حتى تصور باده‏‌کشى به مخیله‌‏شان نیز خطور نکرده و از شراب مانند پلیدى‌‏هاى دیگر، طبعاً متنفر بوده و دورى مى‌‏جویند. (بررسی‌های اسلامی، ج‏2، ص 232)

...................

/ 0 نظر / 64 بازدید