مصحف فاطمه چیست؟

مصحف فاطمه سلام الله علیها کتابی است که به املاء جبرئیل و خط امیر المؤمنین علیه السلام نوشته شده و در آن تمامی حوادث واتفاقات آینده عالم تا روز قیامت ثبت شده و چیزی در باره حلال و حرام در آن وجود ندارد .

این مطلب از روایات فراوانی استفاده می‌شود که ما به دو روایت بسنده می‌کنیم که با تدبر در همین دو روایت ، به جواب تمام سؤالاتتان خواهید رسید .

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ تَظْهَرُ الزَّنَادِقَةُ فِی سَنَةِ ثَمَانٍ وَ عِشْرِینَ وَ مِائَةٍ وَ ذَلِکَ أَنِّی نَظَرْتُ فِی مُصْحَفِ فَاطِمَةَ (علیها السلام) قَالَ قُلْتُ وَ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا قَبَضَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه وآله وسلم ) دَخَلَ عَلَى فَاطِمَةَ (علیها السلام) مِنْ وَفَاتِهِ مِنَ الْحُزْنِ مَا لَا یَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَرْسَلَ اللَّهُ إِلَیْهَا مَلَکاً یُسَلِّی غَمَّهَا وَ یُحَدِّثُهَا فَشَکَتْ ذَلِکَ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ إِذَا أَحْسَسْتِ بِذَلِکِ وَ سَمِعْتِ الصَّوْتَ قُولِی لِی فَأَعْلَمَتْهُ بِذَلِکَ فَجَعَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَکْتُبُ کُلَّ مَا سَمِعَ حَتَّى أَثْبَتَ مِنْ ذَلِکَ مُصْحَفاً قَالَ ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ فِیهِ شَیْ‏ءٌ مِنَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامِ وَ لَکِنْ فِیهِ عِلْمُ مَا یَکُون‏ .

حمادبن عثمان می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم فرمود : در سال 128 مخالفان مذهب و دعوت کنندگان به باطل اعلام وجود خواهند کرد. این موضوع را در مصحف فاطمه (سلام الله علیها) دیدم . پرسیدم : مصحف فاطمه چیست ؟ فرمود : با فوت رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم) غم واندوه فراوان فاطمه را فرا گرفتکه اندازه آن را خدا می داند . به همین جهت خداوند فرشته ای را نزد فاطمه فرستاد تا با هم سخن شدن با وی غم واندوهش زدوده شود . فاطمه(سلام الله علیها) جریان را به علی(علیه السلام) گزارش کرد علی(علیه السلام) فرمود : هر وقت آمدنش را احساس نمودی و صدایش را شنیدی به من خبر بده. فاطمه آمدن فرشته را به علی(علیه السلام) خبر داد. علی(علیه السلام) آنچه را می شنید می نوشت تا در نهایت همانند کتابی کامل گردید.

سپس امام صادق(علیه السلام) فرمود : در این کتاب ازحلال وحرام چیزی نیست ؛ بلکه آنچه درآن دیده می شود دانش وآگاهی از حوادث واخبار آینده است.

الکافی ، ج‏1 ،  ص: 240 .

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ قَالَ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الْجَفْرِ ... قَالَ فَمُصْحَفُ فَاطِمَةَ (علیها السلام) قَالَ فَسَکَتَ طَوِیلًا ثُمَّ قَالَ إِنَّکُمْ لَتَبْحَثُونَ عَمَّا تُرِیدُونَ وَ عَمَّا لَا تُرِیدُونَ إِنَّ فَاطِمَةَ مَکَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) خَمْسَةً وَ سَبْعِینَ یَوْماً وَ کَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِیدٌ عَلَى أَبِیهَا وَ کَانَ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) یَأْتِیهَا فَیُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِیهَا وَ یُطَیِّبُ نَفْسَهَا وَ یُخْبِرُهَا عَنْ أَبِیهَا وَ مَکَانِهِ وَ یُخْبِرُهَا بِمَا یَکُونُ بَعْدَهَا فِی ذُرِّیَّتِهَا وَ کَانَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَکْتُبُ ذَلِکَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ علیها السلام .

الکافی، ج‏1، ص: 241 .

أبو عبیده می گوید : بعضی از شیعیان از امام صادق علیه السلام سؤالاتی کردند ، از جمله سؤال کردند : مصحف فاطمه چیست ؟ حضرت مدتى سکوت کرد و سپس فرمود : شما از آنچه می خواهید و نمی خواهید بحث می کنید ( یعنى بعضى از پرسش ها به قصد فهمیدن نیست یا به دردت نمی خورد ) فاطمه بعد از پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله هفتاد و پنج روز در دنیا بود و از فراق پدر بسیاراندوهگین بود. جبرئیل علیه السلام محضرش مى‏آمد و او را در مرگ پدر تسلیت می داد و خوشحالش می کرد وغم واندوهش را تخفیف می داد و از احوال و مقام پدرش خبر می داد و سرگذشت اولادش را پس از او برایش می گفت و على علیه السلام آن مطالب را می نوشت که مجموع  آن نوشته‏ها مصحف فاطمه علیها السلام شد.

امکان گفتگوی ملائکه با غیر انبیاء :

اهل تسنن از دیرباز اشکال می‌کنند که چگونه ممکن است که ملائکه با غیر پیامبر صحبت کند ، آیا این مطلب با خاتمیت پیامبر در تعارض نیست ؟

در جواب می‌گوییم : خود علمای اهل سنت از این شبهه جواب داده‌اند . آلوسی مفسر بزرگ اهل سنت بعد از نقل روایتی در همین باره می‌گوید :

والأخبار طافحة برؤیة الصحابة للملک وسماعهم کلامه ، وکفى دلیلا لما نحن فیه قوله سبحانه : * ( إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُون‏ ) * ( فصلت : 30 ) الآیة فإن فیها نزول الملک على غیر الأنبیاء فی الدنیا وتکلیمه إیاه ولم یقل أحد من الناس : إن ذلک یستدعی النبوة وکون ذلک لأن النزول والتکلیم قبیل الموت غیر مفید کما لا یخفى .

تفسیر الآلوسی - الآلوسی - ج 22 - ص 40 .

روایات بسیاری وارد شده که صحابه ملائکه را می‌دیدند و سخن آنان می‌شنیدند . برای اثبات آن ، این دلیل کافی است که خداوند کریم فرموده است : « بى‏تردید کسانى که گفتند : پروردگار ما خدا است سپس [ در میدان عمل بر این حقیقت ‏] استقامت ورزیدند ، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند [ و مى‏گویند : ] مترسید و اندوهگین نباشید شما را به بهشتى که وعده داده شده اید ، بشارت باد . » این آیه ثابت می‌کند که ملائکه بر غیر انبیاء در دنیا نازل می‌شوند و با آن‌ها سخن می‌گویند ، و کسی هم نگفته است که این سخن گفتن مستلزم نبوت است و ازطرفی این گفتگو از قبیل مرگ است و فایده ای ندارد .

مصافحه با ملائکه :

روایات بسیاری در منابع اهل سنت وارد شده است که اگر انسان آنگونه که خداوند می‌خواهد در این دنیا زندگی کند ، واجبات را انجام داده و از محرمات نیز پرهیز کند ، می‌تواند مستقیماً با ملائکه در ارتباط بوده و با آنان سخن بگوید .

مسلم نیشابوری ،  نقل می‌کند:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ إِنْ لَوْ تَدُومُونَ عَلَى مَا تَکُونُونَ عِنْدِی وَفِی الذِّکْرِ لَصَافَحَتْکُمْ الْمَلَائِکَةُ... .

صحیح مسلم - مسلم النیسابوری - ج 8 - ص 95 .

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : قسم به خدایی که جانم در دست او است ،‌ اگر شما همان حالتی را که اکنون دارید ، حفظ نمایید و بر آن استقامت ورزید ، ملائکه با شما دست خواهند داد .

البانی ، که وهابیت از او به عنوان «بخاری دوران» تعبیر می‌کنند و بن باز مفتی اعظم عربستان سعودی گفته بود که ایشان را باید امام الحدیث بنامیم ،  این روایت را در صحیح سنن ابن ماجة ، ج2 ، ص415-416 و صحیح الجامع الصغیر ، ج2 ، ص931 و 1190 و سلسلة الأحادیث الصحیحة ، ج4 ، ص606 صحیح دانسته است .

و باز در روایت دیگری مسلم نیشابوری می‌نویسد :

لو کانت تکون قلوبکم کما تکون عند الذکر لصافحتکم الملائکة حتى تسلم علیکم فی الطرق .

صحیح مسلم - مسلم النیسابوری - ج 8 - ص 95 .

اگر قلبتان را به همان حالی که در حال راز و نیاز با خداوند دارید ، حفظ کنید ، ملائکه با شما دست خواهند داد ؛ و حتی در راه‌ها به شما سلام خواهند کرد .

از این دو روایت استفاده می‌شود که اگر انسان تقوای الهی را حفظ کرده و دستورات الهی را انجام دهد ، می‌تواند با ملائکه در ارتباط باشد و با آن‌ها گفتگو کند . و فاطمه زهرا سلام الله علیها که قرآن در آیه تطهیر شهادت بر عصمت او داده و طبق نص صریح روایات  صحیح بخاری و مسلم ، سیده زنان اهل بهشت است ، قطعاً دارای این مقام بوده است .

گفتگوی حضرت مریم با ملائکه :

قرآن کریم صراحت دارد که حضرت مریم سلام الله علیها با ملائکه صحبت می کرده ؛ در حالی که او نیز پیامبر نبوده است . خداوند در سوره مریم آیات 16 تا 21 می‌فرماید :

وَ اذْکُرْ فىِ الْکِتَابِ مَرْیمَ‏َ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکاَنًا شَرْقِیًّا . فَاتخََّذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا . قَالَتْ إِنىّ‏ِ أَعُوذُ بِالرَّحْمَانِ مِنکَ إِن کُنتَ تَقِیًّا . قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلَامًا زَکِیًّا . قَالَتْ أَنىَ‏ یَکُونُ لىِ غُلَامٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنىِ بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا . قَالَ کَذَالِکِ قَالَ رَبُّکِ هُوَ عَلىَ‏َّ هَینِ‏ٌّ  وَ لِنَجْعَلَهُ ءَایَةً لِّلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِّنَّا  وَ کاَنَ أَمْرًا مَّقْضِیًّا .

و در این کتاب (آسمانى)، مریم را یاد کن، آن هنگام که از خانواده‏اش جدا شد، و در ناحیه شرقى (بیت المقدس) قرار گرفت‏ . و میان خود و آنان حجابى افکند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در این هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستادیم و او در شکل انسانى بى‏عیب و نقص، بر مریم ظاهر شد ! . او (سخت ترسید و) گفت: «من از شرّ تو، به خداى رحمان پناه مى‏برم اگر پرهیزگارى! . گفت: «من فرستاده پروردگار توام (آمده‏ام) تا پسر پاکیزه‏اى به تو ببخشم!» . گفت: «چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى که تا کنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلوده‏اى هم نبوده‏ام!» . گفت: «مطلب همین است! پروردگارت فرموده: این کار بر من آسان است! (ما او را مى‏آفرینیم، تا قدرت خویش را آشکار سازیم) و او را براى مردم نشانه‏اى قرار دهیم و رحمتى باشد از سوى ما! و این امرى است پایان یافته (و جاى گفتگو ندارد)!» .

وقتی حضرت مریم سلام الله علیها بتواند با ملائکه در ارتباط باشد ، فاطمه زهرا سلام الله علیها که سیده تمامی زنان اهل بهشت و از جمله مریم بنت عمران است ، می‌تواند با ملائکه در ارتباط باشد .

سلام ملائکه به عمران بن حصین :

از روایات اهل سنت استفاده می‌شود که ملائکه با برخی از صحابه سلام و علیک داشته ، با آن‌ها مصافحه کرده اندو آن‌ها نیز ملائکه را با چشمان خود دیده‌اند . مسلم نیشابوری در صحیحش به نقل از عمران بن حصین می‌نویسد :

وَقَدْ کَانَ یُسَلَّمُ عَلَیَّ حَتَّى اکْتَوَیْتُ فَتُرِکْتُ ثُمَّ تَرَکْتُ الْکَیَّ فَعَادَ .

صحیح مسلم - مسلم النیسابوری - ج 4 - ص 48 .

فرشته بر من سلام می کرد تا این که آلوده به گناه غیبت وعدم کنترل زبان شدم و او را نمی دیدم پس از آن که دست از این گناه کشیدم دوباره تماس بر قرار شد .

ابن حجر عسقلانی در ترجمه عمران بن حصین می‌نویسد :

عمران بن حصین ... وکانت الملائکة تصافحه ... .

تهذیب التهذیب - ابن حجر - ج 8 - ص 112.

عمران بن حصین کسی بود که ملائکه با او دست می‌دادند .

همچنین ذهبی در ترجمه وی می‌نویسد :

عمران بن حصین ... وکان ممن یسلم علیه الملائکة .

تذکرة الحفاظ - الذهبی - ج 1 - ص 29 .

عمران بن حصین از کسانی بود که ملائکه بر او سلام می کردند .

از این احادیث استفاده می‌شود که جمعی از صحابه توانسته‌اند با ملائکه ارتباط برقرار کرده ، آن‌ها را دیده و ملائکه به آن‌ها سلام می کرده‌اند . وقتی افرادی مثل عمران بن حصین که قطعاً مقام آن‌ها از مقام ا میر المؤمنین و سیده زنان اهل بهشت علیهما السلام پایین تر است ، بتوانند کلام ملائکه را بشنوند و با آن ها ارتباط برقرار کنند ، چه انگیزه‌ای وجود دارد که اهل سنت اصرار بر انکار آن در حق امیر المؤمنین و صدیقه طاهره دارند ؟ آیا انکار آن در حق امیر المؤمنین و فاطمه زهرا علیهما السلام ، طعن آشکار به خاندان رسالت نیست ؟

سخن گفتن حذیفه با ملائکه :

روایات بسیاری در کتاب‌های اهل سنت وجود دارد که برخی از صحابه کلام ملائکه را شنیده‌ و با آن‌ها صحبت کرده‌اند . احمد بن حنبل استاد بخاری و مسلم در مسندش می‌نویسد :

عَنْ حُذَیْفَةَ بْنِ الْیَمَانٍِ أَنَّهُ أَتَى النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ بَیْنَمَا أَنَا أُصَلِّی إِذْ سَمِعْتُ مُتَکَلِّمًا یَقُولُ اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ کُلُّهُ وَلَکَ الْمُلْکُ کُلُّهُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ کُلُّهُ إِلَیْکَ یُرْجَعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ عَلَانِیَتُهُ وَسِرُّهُ فَأَهْلٌ أَنْ تُحْمَدَ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی جَمِیعَ مَا مَضَى مِنْ ذَنْبِی وَاعْصِمْنِی فِیمَا بَقِیَ مِنْ عُمْرِی وَارْزُقْنِی عَمَلًا زَاکِیًا تَرْضَى بِهِ عَنِّی فَقَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ذَاکَ مَلَکٌ أَتَاکَ یُعَلِّمُکَ تَحْمِیدَ رَبِّکَ .

مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 5 - ص 395 – 396 .

نقل شده است که روزی حذیفه نزد نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم آمد وعرض کرد : من در حال نماز بودم ، شنیدم که گوینده ای می‌گفت : اللهم لک الحمد ... . پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : آن شخص ملکی بوده که آمده به شما یاد دهد چگونه خداوند را حمد و سپاس بگویید .

سخن گفتن جبرئیل با ابی بن کعب :

همچنین آلوسی مفسر معروف اهل سنت در تفسیرش می‌نویسد :

وأخرج ابن أبی الدنیا فی کتاب الذکر عن أنس قال : قال أبی بن کعب لأدخلن المسجد فلأصلین ولأحمدن الله تعالى بمحامد لم یحمده بها أحد فلما صلى وجلس لیحمد الله تعالى ویثنى علیه إذا هو بصوت عال من خلف یقول : اللهم لک الحمد کله ولک الملک کله وبیدک الخیر کله وإلیک یرجع الأمر کله علانیته وسره لک الحمد إنک على کل شیء قدیر اغفر لی ما مضى من ذنوبی واعصمنی فیما بقی من عمری وارزقنی أعمالا زاکیة ترضى بها عنی وتب علی فأتى رسول الله صلى الله علیه وسلم فقص علیه فقال : ذاک جبریل علیه السلام .

تفسیر الآلوسی - الآلوسی - ج 22 - ص 40 .

عمر بن خطاب صدای جبرئیل را می شنید !

از همه این‌ها گذشته بسیاری از علمای اهل سنت یکی از فضائل عمر بن الخطاب را شنیدن اذان از جبرئیل علیه السلام ذکر و آن را با آب و تاب فراوان نقل کرده‌اند . حارث بن أبی اسامه در مسندش می نویسد :

أول من أذن بالصلاة جبریل فی سماء الدنیا فسمعه عمر وبلال فسبق عمر بلالا فأخبر النبی صلى الله علیه وسلم ثم جاء بلال فقال له سبقک بها عمر .

بغیة الباحث عن زوائد مسند الحارث - الحارث بن أبی أسامة - ص 51 و فتح الباری - ابن حجر - ج 2 - ص 63 و عمدة القاری - العینی - ج 5 - ص 107 و تنویر الحلک - جلال الدین السیوطی - ص 23 و السیرة الحلبیة - الحلبی - ج 2 - ص 302 و ...

نخستین کسی که در آسمان دنیا اذان گفت ، جبرئیل بود و عمر بن الخطاب و بلال آن را شنیدند !! عمر پیش دستی کرد و زودتر به پیامبر خبر داد ، بعد از او بلال آمد ، پیامبر فرمود : عمر زودتر از شما خبر داده است .

جالب این است که ابن حجر عسقلانی و عینی بعد از نقل حدیث هیچ حاشیه‌ای نمی‌زنند . سرّش این است که وقتی بحث فضائل عمر بن الخطاب باشد ، آن‌ها چشم و گوش بسته تمام آن چه را که نقل می‌شود می‌پذیرند ؛ اما اگر کسی عین همان را برای امیر المؤمنین و یا صدیقه طاهره علیهما السلام نقل کند ، فوراً او را متهم به کفر و غلو می‌کنند ، روایات او را نمی‌پذیرند و... .

اگر عمر بن الخطاب می‌توانست صدای جبرئیل را بشنود ، چه استبعادی دارد که فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آن را شنیده باشند ؟ .

عمر بن خطاب ، با ملائکه گفتگو می‌کرد :

محمد بن اسماعیل بخاری در صحیحش می‌نویسد :

عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَقَدْ کَانَ فِیمَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ رِجَالٌ یُکَلَّمُونَ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَکُونُوا أَنْبِیَاءَ فَإِنْ یَکُنْ مِنْ أُمَّتِی مِنْهُمْ أَحَدٌ فَعُمَر .

صحیح البخاری - البخاری - ج 4 - ص 200 .

أبوهریره گوید که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : به درستی که پیش از شما در میان بنی اسرائیل کسانی بودند که با ملائکه سخن می‌گفتند ؛ با این که پیامبر نبودند ، اگر در امت من چنین کسی باشد ، آن شخص عمر بن الخطاب است .

قسطلانی ، عالم معروف اهل سنت در شرح این روایت می‌نویسد :

لیس قوله " فإن یکن " للتردید بل للتأکید کقولک : إن یکن لی صدیق ففلان . إذ المراد اختصاصه بکمال الصداقة لا نفی الأصدقاء ، وإذا ثبت أن هذا وجد فی غیر الأمة المفضولة فوجوده فی هذه الأمة الفاضلة أحرى .

إرشاد الساری شرح صحیح البخاری ، ج6 ، ص 99 .

این که پیامبر اسلام فرمود : " فإن یکن = اگر باشد " برای این نیست که بگوید عمر با ملائکه صحبت نمی‌کرده ؛ بلکه تأکید می‌کند که او حتماً این چنین بوده است . مثل این که شخصی بگوید : اگر من دوستی داشتم ، فلانی بود که در این صورت مراد وی این است که این شخص بهترین دوست من است نه این که من دوستی ندارم .

ونیز وقتی ثابت شود که در امت‌های گذشته چنین چیزی دیده شده ، در امت اسلامی که از امت‌های دیگر برتر است ، به طریق اولی یافت خواهد شد .

از این گذشته ، برخی از علمای اهل سنت تصریح کرده‌اند که عمر با ملائکه گفتگو می‌کرد . ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق و متقی هندی در کنز العمال می‌نویسند :

قال الشعبی إن لکل أمة محدثا وإن محدث هذه الأمة عمر بن الخطاب .

تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 44 - ص 95 و کنز العمال - المتقی الهندی - ج 12 - ص 600 .

شعبی گفته است که هر امتی محدَّث (کسی که با ملائکه صحبت می‌کند) داشته است و محدث این امت عمر بن الخطاب است .

وقتی عمر بن الخطاب که تا سال هشتم بعثت هنوز مسلمان نشده بود و در صف مشرکین قرار داشت و در برابر اسلام موضع می‌گرفت ؛ تا جایی که بسیاری از مشرکین از ترس او نمی‌توانستند اسلام بیاورند ، بتواند با ملائکه هم سخن شود ، چرا امیر المؤمنین علی بن أبی طالب و فاطمه زهرا سلام الله علیهما ، که حتی لحظه‌ای به خدا شرک نورزیده‌اند ، نتوانند با ملائکه این رابطه را داشته باشند ؟

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

 

 



      فهرست نظرات   1   نام و نام خانوادگی:  ققنوس     -   تاریخ:  15 اسفند 86 - 00:00:00 
بسیار عالی بود. خدا قوت.من با اجازه شما با همین مطلب وبم را آپ می کنم. ( آخرین ستاره ) 2   نام و نام خانوادگی:  محمّد مهدی     -   تاریخ:  15 اسفند 86 - 00:00:00 
انشا الله خداوند شما را حفظ کند و انشا الله همگی تا آخرین نفس و تا آخرین قطره ی خونمان در جهت دفاع از حقوق ال البیت علیهم السلام قدم برداریم. 3   نام و نام خانوادگی:  علی اکبر سلیمی     -   تاریخ:  16 اسفند 86 - 00:00:00 
سلام علیک
میخواستم بدانم مصحف فاطمه (س) اللان کجاست؟
جواب نظر:
این کتاب شریف ، نزد امام معصوم زمان ، حضرت حجت بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف است .
موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)
4   نام و نام خانوادگی:  محمد علی محمدی     -   تاریخ:  07 اردیبهشت 87 - 00:00:00 
با سلام ودرود به اقا امام زمان(عج) و ارزوی تعجیل درفرج ان حضرت و سلام و درود به رهروانش /// فقط خدا قوت به همه شماها/// 5   نام و نام خانوادگی:  محب الزهرا     -   تاریخ:  20 بهمن 88 - 00:00:00 
بسم الله الرحمان الرحیم اللهم صل علی فاطمه وابیها وبعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک زهرا که عنایتش به عالم برسد باشد که به فریاد دل ما برسد یا رب سببی ساز که در روز جزا پرونده ما بدست زهرا برسد 6   نام و نام خانوادگی:  علی     -   تاریخ:  19 اسفند 88 - 00:00:00 
واقعا کامل و جامع 7   نام و نام خانوادگی:  اصغر ارباب     -   تاریخ:  30 اردیبهشت 89 - 18:05:56 
با سلام خداقوت وخسته نباشید ازاینکه زحمت کشیده وپاسخ شبهات را می دهید 8   نام و نام خانوادگی:  محمد متو     -   تاریخ:  01 شهریور 89 - 00:21:53 
کتابی که نوشته شده در باره دانش و اگاهی از اینده و دست امام زمان هست و وقتی ایشان بیاید این کتاب به چه کار میاید .و مراد از نوشتن ان چیست.
جواب نظر:

باسلام
دوست گرامی؛ براساس مدارک فراوانی که در منابع گوناگون درباره کتاب یا مصحف دختر گرامی پیامبر اکرم(ص) گزارش شده به دست می آید که حضرت فاطمه(س) پس از فوت پدر به نگارش این مصحف اقدام فرمودند؛ وانگهی، نگارش آن بر اساس دریافت های معنوی و عینی او برای تسلی خاطر در تحمل رنج گران فوت پدر انجام گرفته است. نیز در روایات، مسأله داشتن مصحف فاطمه(س)، نوعی نشانه امامت و اتصال به وحی و آگاهی به دین و دست یابی به متون مهم شناخته شده، در مقام احتجاج و استدلال، برای خاندان علوی، وسیله کارساز و مؤثری بوده است (مصحف امام علی(ع)، محمدعلی ایازی، ص 76 - 78). 
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
(1)

9   نام و نام خانوادگی:  باران با طراوت     -   تاریخ:  09 خرداد 90 - 09:54:24 
با سلام
از مطلبتون ممنون 10   نام و نام خانوادگی:  نسبی     -   تاریخ:  02 آبان 90 - 13:12:19 
سلام علیکم، خسته نباشید. ببخشید سوال من در مورد کلمه عدة من اصحابنا در حدیث اولی که ذکر فرمودید. اگر چه در مورد این عبارت سایت های مختلف توضیحاتی داده اند. اما می خواستم دقیقا بدانم در این حدیث مراد از این اصحاب چه افرادی ممکن است باشد(اسم روات). و آیا لازم است همه آن افراد محتمل، ثقه باشند؟ جزاکم الله عن الاسلام خیر الجزاء 
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامی

آنچه در کتب رجال شیعه در مورد عدة من اصحابنا آمده است چنین است :

وقال أبو جعفر الکلینی : کل ما کان فی کتابی عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن عیسى ، فهم محمد بن یحیى وعلی بن موسى الکمیذانی وداود بن کورة وأحمد بن إدریس وعلی بن إبراهیم بن هاشم .
رجال النجاشی - النجاشی - ص 378
الفائدة الثالثة قال الشیخ الصدوق محمد بن یعقوب الکلینی فی کتابه الکافی فی اخبار کثیرة عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن عیسى ، قال : والمراد بقولی عدة من أصحابنا : محمد بن یحیى وعلی بن موسى الکمندانی وداود بن کورة وأحمد بن إدریس وعلی بن إبراهیم بن هاشم . وقال : کلما ذکرته فی کتابی المشار إلیه عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن خالد البرقی ، فهم علی بن إبراهیم وعلی بن محمد بن عبد الله ابن أذینة وأحمد بن عبد الله بن أمیة وعلی بن الحسن . قال : وکلما ذکرته فی کتابی المشار إلیه عدة من أصحابنا عن سهل بن زیاد ، فهم علی بن محمد بن علان ومحمد بن أبی عبد الله ومحمد بن الحسن ومحمد بن عقیل الکلینی .
خلاصة الأقوال - العلامة الحلی - ص 430

و نظر علمای علم رجال ، در باره تک تک این افراد مشخص و در دسترس است .
موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

11   نام و نام خانوادگی:  طالب معرفت     -   تاریخ:  18 آبان 90 - 21:46:38 
با سلام سوال شده که فایده این مصحف برای شیعیان تا کنون چه بوده است
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامی

این کتاب ، کتاب  عمومی نیست که فایده اش برای همه باشد ، این کتاب روش سلوک و وظایف ائمه علیهم السلام است ، و فایده‌اش در درجه اول برای آنها است ، اما در درجه بعد چون تمامی کارهای ائمه علیهم السلام به سود مسلمانان و اسلام بوده است ، سود این مصحف به آنها نیز می‌رسد .

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

12   نام و نام خانوادگی:  سید     -   تاریخ:  16 اسفند 90 - 15:07:11 
سلام. خسته نباشید.آیا میشود گفت این کتاب یکی از نشانه های ظهور است یا نه؟
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامی

ما متوجه سؤال شما نشدیم! لطفا واضحتر بیان نمایید.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

13   نام و نام خانوادگی:  ف.خ     -   تاریخ:  07 اردیبهشت 91 - 00:00:01 
با عرض سلام و خسته نباشید و تشکر از زحمات شما. سوالاتی داشتم که قبلا" به خاطر پاسخگویی سپاسگذاری میکنم. مصحف فاطمی چگونه در میان ائمه (ع) حفظ شده است؟ با وجود خلفای ظالم آن دوره و مخالفان بسیار آن حضرات درک این موضوع که تلاشی در جهت خارج کردن این مصحف از دست اهل بیت صورت نگرفته باشد دشوار است! آیا خود ائمه به واسطه کراماتشان از همه امور با خبر نبوده اند؟ اگر این طور باشد لزوم نزول این مصحف با چنین محتویات چه بوده است؟
جواب نظر:

باسلام
کاربر گرامی
ودایع امامت که بر عهده امام عصر می باشد چند چیز است، یکی از آنها مصحف فاطمه است که نشانه امامت آنهاست و آنها در مواقع لزوم با استفاده از علم غیب خود آنها را از دشمنان حفظ می کرده اند.
ائمه ع،بسیاری از اخبار و علوم را از مصحف فاطمه که ظاهرا مشتمل بر اخبار غیبی بوده و کتاب جامعه که ظاهرا مشتمل بر بسیاری اخبار جهان و قوائد کلی احکام و... بوده اخذ می کرده اند و منافاتی ندارد که خداوند از این طریق بسیاری از اخبار غیبی را در اختیار آنها قرار دهد.
در ثانی اشیائی همچون انگشتر سلیمان ع و عصای موسی ع و... همه از زمانهای دور برای اینکه نشانه و شاهد بر نبوت در انبیا و امامت در ائمه است حفظ شده و اراده خداوندی بر آن تعلق گرفته بطوری که اگر دشمنان می خواستند هم نمی توانستند آنها را بدست آورند.

   

/ 0 نظر / 6 بازدید