عبادتهای خالصانه از نطر دخت نبی اکرم

درس اخلاق (49) ؛
عبادت خالصانه در بیان حضرت زهرا(س)


جلسه درس اخلاق این هفته‏ «آیت‌الله العظمی عبدالله جوادی‌آملی» از علماء برجسته حوزه و استاد عرفان و اخلاق، بعد از اقامه نماز ظهر و عصر دیروز پنجشنبه 22 فروردین ماه 1392 در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء در شهر مقدس قم برگزار شد.
ایشان در این جلسه ـ که در آستانه سالروز شهادت حضرت زهرا(س) و با حضور جمعی از پرسنل وزارت دفاع به همراه خانواده، جمعی از کارکنان مرکز تخصصی مهدویت و جمعی از اعضای کانون مهدویت دانشگاه خرمشهر برپا گردید ـ به بیان مطالبی درباره حضرت صدیقه طاهره(س) پرداختند.
گزیده سخنان ایشان به خوانندگان صفحات فرهنگی ابنا تقدیم می‏گردد: 

همراهی همیشگی قرآن و اهل بیت(ع)

قرآن کریم اجر رسالت را مودت اهل بیت(ع) قرار داده است و این از برجسته ترین مصادیق حسنه است. اما هر جا سخن از قرآن است اهل بیت(ع) نیز در کنار آن است؛ و هر جا هم صحبت از اهل بیت(ع) به میان می آید قرآن نیز کنار آن است. این دو از هم جدا شدنی نیستند این جور نیست کسی بخواهد مودت قرآن و اهل بیت(ع) را از هم جدا کند بنابراین مزد رسالت وجود مبارک پیامبر(ص) مودت قرآن و اهل بیت(ع) است؛ نه تلاوت قرآن.

باید قرآن را دوست داشت

انسان باید "قرآن دوست" و "عترت دوست" باشد. اگر کسی اهل فهم قرآن نبود قرآن‌دوست نیست؛ اگر کسی اهل عمل به قرآن نبود قرآن‌دوست نیست. قرآن باید دوست صمیمی انسان باشد، همانطور ‌که باید عترت دوست صمیمی انسان باشد. این اجر  رسالت است؛ که در واقع اجر خود ماست و به درد خود ما می‌خورد.

اجر رسالت برای چیست؟

آنچه به عنوان اجر و مزد رسالت پیامبر(ص) ذکر شده است در واقع به درد خود ما می‌خورد. این اجر برای تشویق ما ذکر شده است؛ ما برای خودمان کار می کنیم اما از خدا هم مزد می گیریم. این، مانند چیزی است که درباره شهداء فرمود. درباره شهدا هم فرمود: "خدای سبحان با شما معامله می‌کند و جان شما را می خرد". اگر ما جان خود را فروختیم به این معنا نیست که خداوند به جان ما احتیاج دارد؛ بنابراین انسان برای خود کار می‌کند. ما که اجیر نیسیتم برای او کار کنیم، ما برای خودمان کار می‌کنیم از او مزد می‌گیریم.

انسان اگر جان و مال و عرض خود را به خدا نفروشد که با او بیعت نکرده است. پس اگر کسی چیزی را به خداوند نفروشد بیعت نکرده است و وقتی فروخت دیگر مالک آن چیز نیست و همه چیزش مال خداوند می‌شود. آن وقت است که انسان هر تصرفی در جان و مال و وقت خود بکند که رضای خدا در آن نباشد غاصبانه است.

اگر کسی با خدا معامله کرد عوض و معوض را خداوند به او می‌دهد؛ اما اگر با شیطان معامله کرد هم عوض و هم معوض هر دو را از دست می‌دهد. 

مهمترین مزد رسالت نبی(ص)

«مودت قُربی» و دوست داشتن عترت پیامبر(ص) مهمترین مزد رسالت است. از طرف دیگر، مودت قربی زمینه بهترین حسنه در دنیا را فراهم می‌کند؛ زیرا خداوند در سوره شوری می فرماید: "قُل لا أَسأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَىٰ" و بلافاصله فرمود: "ومَن یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسنا" ؛ یعنی بهترین حسنه مودت قربی است و شما اگر مودت را داشتید ما افزون می‌کنیم و پاداش را دو برابر می‌کنیم.

دوست داشتن اهل بیت(ع) چگونه است؟

وظیفه ما نسبت به خاندان اهل بیت(ع) مودت است. مودت این است که باید اینان را بشناسیم؛ بیاناتشان را بشناسیم؛ به آنها عمل کنیم؛ و آنها را منتشر کنیم.

مقام حضرت زهرا(س)

وجود مبارک صدیقه کبری(س) مقاماتی دارد که فهم آنها مقدور ما نیست. «مرحوم کلینی» نقل می‌کند که «جبرییل» می‌آمد و حوادث را برای فاطمه زهرا(س) می‌گفت و حضرت برای امام علی(ع) می‌گفت و امام علی(ع) آن را می‌نوشت و این ‌شد "مصحف فاطمه".

پس همان طور که حضرت ابراهیم(ع) و موسی(ع) صحف داشتند، حضرت فاطمه هم مصحف دارد؛ با این تفاوت که در آن شریعت تازه‌ای نیست بلکه اخبار غیبی است.

حال این چه وحیی است که بر غیر نبی و غیر امام می‌آید؟ بر حجت خدا و معصومه کبری می‌آید؟

معصوم بودن و حجت بودن حضرت زهرا(س)

وجود فاطمه زهرا (س) حجت و معصوم است. اگر پیامبر و امام حجت هستند به این دلیل است که معصوم هستند. پس اگر ما روایتی از صدیقه کبری داشته باشیم بدون تردید طبق آن فتوا می‌دهیم؛ چون که معصوم غیر از حق نمی‌گوید. قول حضرت صدیقه کبری(س) به دلیل همین عصمت، حجت است؛ همانطور که امیرالمؤمنین علی(ع) در نهج البلاغه به قول حضرت فاطمه(س) استدلال می‌کند.

اگر واقعا کسی هیچ راهی برای نفوذ شیطان و سهو و نسیان و خطا باقی نگذاشت، معصوم می‌شود و قول او حجت است.

عبادت خالصانه در بیان حضرت زهرا(س)

حضرت زهرا (س) در یکی از بیاناتشان می فرمایند: "کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد پروردگار برترین مصلحت خود را به سویش می‌فرستد".

مگر می‌شود "وصف" نائل و صاعد شود و "موصوف" نیل و صعود نکند؟ تقوا وصف جدای از انسان نیست. پس خود انسان مخلص است که بالا میرود؛ و تا خودش اول بالا نرود نمی تواند عملش را بالا ببرد. این است که در دین به ما گفتند به وسیله نماز به خداوند نزدیک شوید.

به خدا نزدیک شدن یعنی چه؟ قرب معنوی یعنی چه؟ تا جان را نشناسیم و سیر جان را نشناسیم معنای قربة الی الله مشخص نیست. روح مجرد است و سیری دارد و این حکمت برای تکمیل سیر جوهری است که روح بالا می رود.

این شما هستید که عمل را بالا می برید. خود روح عمل را بالا می برد و عمل صالح را تقدیم می کند، و در برگشتش، مصلحت او را خدای متعال به او عطا می کند.

درد دل علی(ع) با پیامبر(ص) هنگام دفن حضرت زهرا(س)

امیرالمؤمنین علی(ع) هنگام دفن حضرت زهرا(س) رو به قبر مطهر پیامبر(ص)نمودند و چنین سلام دادند: "السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّی وَ عَنِ ابْنَتِکَ النَّازِلَةِ فِی جِوارِکَ، وَالسَّرِیعَةِ اللَّحاقِ بِک"؛ یعنی: سلام بر تو اى رسول خدا(ص)، سلامى از طرف من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده است.

در اینجا امام از طرف حضرت زهرا(س) نیز سلام می دهند و این سلام به معنی اذن دخول است. ما یک سلام داریم که به ائمه(ع) سلام می کنیم و یک سلام دیگر هم اذن دخول ورود به حرم آنها است. اما این سلام امام که می گوید از طرف دخترت سلام می کنم، اذن دخول است. یعنی که این دخترت می خواهد وارد حرم تو بشود.

در ادامه، علی(ع) با پیامبر(ص) درد دل می کند: "اى پیامبر خدا، صبر و بردبارى من با از دست دادن فاطمه(ع) کم شده، و توان خویشتندارى ندارم اما براى من که سختى جدایى تو را دیده، و سنگینى مصیبت تو را کشیدم، شکیبایى ممکن است، این من بودم که با دست خود تو را در میان قبر نهادم، و هنگام رحلت جان گرامى تو میان سینه و گردنم پرواز کرد. همه ما از خداییم و به خدا باز مى گردیم. پس امانتى که به من سپرده بودى برگردانده شد، و به صاحبش رسید، از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده دارى است، تا آن روز که خدا خانه زندگى تو را براى من برگزیند. به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امت تو چگونه در ستمکارى بر او اجتماع کردند، از فاطمه(ع) بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر، که هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است. سلام من به هر دوى شما، سلام وداع کننده اى که از روى خشنودى یا خسته دلى سلامى نمى کند، اگر از خدمت تو باز مى گردم از روى خستگى نیست، و اگر در کنار قبرت مى نشینم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمى باشد".

/ 0 نظر / 12 بازدید