ایمان ابوطالب علیه السلام

در سالروز وفات مؤمن قریش؛
حضرت ابوطالب و ماشین تکفیر جهال

 


روز هفتم ماه مبارک رمضان، سالروز وفات شخصیت بزرگی است که حامل مقام وصایت، مظهر نور عظمت الهی، یار دین خدا، یاور بزرگ رسول الله و پدر ابوالائمه علی(ع) بود. 

به قلم: منوچهر ناصری فر


روز هفتم ماه مبارک رمضان، سالروز وفات «حضرت ابوطالب» عموی بزرگوار رسول خدا و پدر عظیم الشأن امیرالمؤمنین ـ سلام‌الله علیهما و آلهما ـ است؛ بزرگ شخصیتی که حامل مقام وصایت، مظهر نور عظمت الهی، یار دین خدا و یاور بزرگ رسول خدا ـ صلی ‌الله علیه و آله ـ بود؛ بزرگ موحدی که در بالاترین درجات و مراتب توحید و ایمان و قرب به خدای تعالی قرار داشت. ارجمند رجل الهی که شخصیت مظلوم او مورد بی‌مهری و ظلم واقع گشته و کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

مقام و موقعیت وجودی حضرت ابوطالب ـ علیه ‌السلام ـ در عالم تکوین از علو و مرتبتی بس عظیم برخوردار است. وجود مقدس آن حضرت بنابر مشیت خداوند متعال، محل تجلی نور عظمت عالم ربوبی قرار گرفته و حامل نور الهی بود.

حضرت ابوطالب با این جلالت و عزت متأسفانه بعضاً مورد پرسش بودند که آیا معتقد و مومن به وحدانیت حق تعالی و رسالت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم بود یا نه؟ که این فقط از شدت مظلومیت ایشان است و بس و آیا این مظلومیت نیست که به ایمان آن بزرگواری که از خطرات روزگار و توطئه‌های دشمنان نهراسید و با جسارت و شجاعت ناشی ازخلوص نیت تا آخر عمر از پیغمبر خدا پشتیبانی کرد و در اصل یگانه حامی و کفیل پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم بود شک کرد؟

او که به محمد پسر عبدالله همواره می‌گفت: "برو پسر برادرم و هرچه دوست می‌داری بگو، به خدا سوگند تو را در هیچ پیشامدی وانمی‌گذارم." چگونه می‌توان در اعتقادات و ایمان وی تردید کرد؟

از حضرت باقر علیه السلام روایت شده است: "اگر ایمان ابوطالب را در یک کفه ترازو و ایمان تمام مردم را در کفه دیگر گذارند، ایمان او سنگین‌تر خواهد بود".

در حدیث دیگری امام صادق ـ علیه السلام ـ از اجداد طاهرینش ـ علیهم السلام ـ نقل می‌فرمایند که روزی امیر‌المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در "رحبه" با مردم نشسته بودند، مردی برخاست و (طبق عقیده غلط و مغرضانه خود) گفت: یا امیرالمؤمنین چگونه است که شما نزد خداوند، واجد این مقام بسیار بلند هستید اما پدر شما ابوطالب در آتش جهنم به عذاب خدا گرفتار است؟!

حضرت (غضبناک شده و) فرمودند: "... قسم به خداوندی که محمد ـ صلی ‌الله علیه و آله ـ را بحق مبعوث فرموده است اگر پدرم ابوطالب در روز قیامت برای تمام گناهکاران روی زمین شفاعت کند خداوند شفاعت او را می‌پذیرد. چگونه ممکن است پدر به آتش جهنم معذب باشد درحالی که فرزندش قسیم الجنه و النار است؟! سوگند به آنکه محمد ـ صلی ‌الله علیه و آله ـ را مبعوث فرموده روز قیامت، نور ابی طالب بر نور تمام خلایق جز نور پیامبر و من و فاطمه و حسن و حسین و ائمه هدی، برتری خواهد داشت، زیرا نور او از همان نور اهلبیت است که خداوند آنرا دو هزار سال قبل از خلقت آدم، آفریده است".

لذا شک و شبهه راجع به ایمان جناب ابوطالب امری کاملاً بی‌اساس و (اگر نگوییم مغرضانه) جاهلانه است.  به قول «ابن ابی الحدید» نویسنده بزرگ اهل سنت، اگر ابوطالب و فرزندش علی نبودند دین اسلام بر پا نمی‌شد؛ ابوطالب در مکه و علی در مدینه پیغمبر را یاری کردند.

رسول خدا ـ صلی ‌الله علیه و آله ـ می‌فرمودند: "تا وقتی که ابوطالب زنده بود، قریش از من در ترس و هراس بودند".

بعد از وفات ابوطالب ـ علیه السلام ـ  کفار و مشرکین که بزرگترین سد مقابل خود را برداشته شده می‌دیدند سخت نیرو گرفته و به رسول‌الله حمله ور شدند بطوری که از طرف خداوند جبرئیل نازل گشته و به آن حضرت عرضه داشت: "خداوند به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید حال که یاورت (ابوطالب) در گذشته است از مکه خارج شو" و بدین سان او را به مهاجرت فرمان داد.

جا دارد در پایان این مصیبت را به حضرت ولی عصر ـ عجل ‌الله فرجه ـ و مسلمانان تسلیت عرض کنیم. 

...................

پایان پیام/ 101

/ 0 نظر / 9 بازدید