عقائد شیعه
عقایدشیعه
نويسندگان

پایگاه اینترنتی شبکه تلویزیونی CNN آمریکا نوشت: در جریان مذاکرات اخیر هسته‌ای، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم ایران، فرایند مذاکرات را از نزدیک توسط تیمی از مشاوران اعم از دانشمندان هسته‌ای، حقوق‌دانان و کارشناسان، مدیریت می‌کرد.



این پایگاه با انتشار مقاله‌ای افزوده است: رهبر معظم ایران موفق شد حق غنی‌سازی اورانیوم را بگیرد و کشورش را به سطح مؤثرترین کشورهای نفتی در جهان برساند و تحریم‌های تحمیلی را بردارد و علاوه بر این، دروازه‌ها را به سوی ائتلاف‌های جدید در سطح منطقه بگشاید و تنش‌ها را از طریق اعتمادسازی حل‌وفصل کند.

در ادامه این مقاله که به قلم "علی شهاب" نگاشته شده، آمده است: در زمانی که چهره اسلام به دست اعمال غیرانسانی داعش در حال تخریب است، ولی فقیه توانسته نمونه‌ای متفاوت از همزیستی با طرف‌هایی را که ایران با آنان اختلاف دارد، به نمایش بگذارد.

وی می‌افزاید: این مرد کسی است که وقتی کوفی عنان، دبیرکل وقت سازمان ملل به دیدار او رفته بود، نقشه ائتلاف‌های انتخاباتی در غنا به عنوان کشور محل تولد عنان را طوری شرح داده بود که وی را از حجم اطلاع وی از مسائل بین‌المللی شگفت‌زده کرده بود؛ یا حتی همین پریروز که باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا اذعان کرد که فتوایی که [آیت‌الله]خامنه‌ای در مورد تحریم بکارگیری سلاح هسته‌ای صادر نموده، بیانگر التزام تهران به توافقات هسته‌ای است.

این مقاله سپس به ویژگی‌های منحصربه فرد رهبر انقلاب اشاره کرده و می‌نویسد: برخلاف تصویر تندروانه و مرتجعانه‌ای که رسانه‌های غربی تلاش دارند بسازند، رهبر ایران، شخصیتی پراگماتیست، پرحوصله در فرایندهای مذاکراتی و برخوردار از دوراندیشی در هنگام دشواری‌ها و نرمش در صورت لزوم است.

در ادامه این مقاله آمده است: بسیاری نمی‌دانند که از شروط انتخاب ولی فقیه بر اساس قانون اساسی ایران، تسلط وی به مسائل روز در همه حوزه‌هاست و اینکه اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه باشد که در این راستا باید گفت رهبر ایران، مسلط به پنج زبان رایج بین‌المللی است و تخصص وی در زمینه‌های متعدد از علوم دینی گرفته تا علوم پیشرفته نظامی و استراتژیک، اعجاب‌آور است.


این مقاله می‌افزاید: تسلط عجیب رهبر ایران به ریزترین ویژگی‌های جغرافیایی، در حمایت محوری ایران از موضوعاتی مانند فلسطین و لبنان و نیز پرونده‌های برخوردار از حساسیت بالا مانند پراکندگی نیروی دریایی و رصد ریزترین تحرکات آرام نظامی طرف مقابل اثرگذار بوده است. همزمان وی سرنخ تمامی مسائل داخلی ایران را در دست دارد و در توزیع مراکز قدرت با رضایت سران دولت و نظام نیز تبحر ویژه‌ای دارد که این ویژگی را طی سال‌های پس از انتخابات 88 می‌توان آشکارا دید.

وی می‌نویسد: در یک تصویرگری ظالمانه تلاش می‌شود از رهبری عالی ایران، چهره‌ای اتوکراتیک به نمایش گذاشته شود حال آنکه نظام حکومتی ایران چه بخواهیم چه نخواهیم نوعی منحصربه‌فرد از دموکراسی است که بر افزارهای انتخاباتی و قوانین و ساختارهایی متکی است که بسیاری از کشورهای خاورمیانه و حوزه خلیج فارس از آن بی‌بهره‌اند.

نویسنده این مقاله با اشاره به تسلط رهبر انقلاب به حوزه‌های مختلف ادامه می‌دهد: یک مسؤول ایرانی در حاشیه مشارکت من در یکی از همایش‌ها می‌گفت که [آیت‌الله] علی خامنه‌ای سی سال پیش در دیداری به او توصیه کرده بود که نوشته‌های ژان ژاک روسو را مطالعه کند.

وی می‌افزاید: ولی فقیه همواره جلسات ادبی دارد که در آن نویسندگان و شعرا و ادبا حضور می‌یابند و در آن، تسلط او بر شعر عرفانی و بعضاً ادبیات انگلیسی بخصوص مؤلفات شکسپیر از دید دیگران مخفی نمی‌ماند.

این مقاله به آشنایی ایشان با موسیقی اصیل ایرانی، نقد سینما و تلویزیون و همزمان مدیریت دفتر رهبری و مکاتبات اداری و.. اشاره کرده و می‌نویسد: قانون اساسی ایران تصریح دارد که « در زمان غیبت حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است..»

[ ۱۳٩٤/۱/۱٦ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مجتبی بصیر ]

[ ۱۳٩٤/۱/٦ ] [ ۱:٢۳ ‎ق.ظ ] [ مجتبی بصیر ]

فتوای مقام معظم رهبری

متن فتوای مقام معظم رهبری پاسخ به تمام شبهات درباره لعن کردن بعضی از افراد تاریخ اسلام است .این فتوا حاکی از بصیرت عمیق مقام معظم رهبری نسبت به شرایط کنونی جهان اسلام و تلاش صهیونیسم در ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی است.خداوند بر توفیق ایشان بیفزاید.

***بیایید اعمالمان را با ولایت تطبیق دهیم نه با دلمان***

.

فتوای مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای  درسال ۱۳۸۹

*

متن عربی:

«یحرم النیل من رموز إخواننا السنة فضلاً عن اتهام زوجه النبی بما یخل بشرفها بل هذا الأمر ممتنع على نساء الأنبیاء وخصوصاً سیدهم الرسول الأعظم»

*

*

ترجمه فارسی:

«اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم می‌شود.»

[ ۱۳٩٤/۱/٦ ] [ ۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
دانشمندان و علمای اهل سنت زینب کبری(س) را به عنوان نواده پیامبر اسلام، عزیز و گرامی می‌دارند و با تمام وجود در برابر شخصیت آن حضرت کرنش می‌نمایند و اعتقاد درونی خویش و خضوع و خشوع خود را بر زبان و قلم اظهار می کنند.

علماء، دانشمندان و ائمه اهل سنت به خاندان عصمت و طهارت نبی مکرم اسلام(ص) عشق و ارادت دارند و زینب کبری(س) را نیز به عنوان نواده رسول گرامی اسلام عزیز و گرامی می‌دارند و با تمام وجود در برابر شخصیت آن حضرت کرنش می‌نمایند و اعتقاد درونی خویش و خضوع و خشوع خود را بر زبان و قلم اظهار می کنند.

از تاریخ درخشان و سراسر شور آفرین زندگی این بانوی سترگ و قهرمان، بیش از 1350 سال می‌گذرد و طبق پژوهشی که انجام گرفته بیش از یکصد و هفتاد کتاب مستقل"1" و صدها مقاله نوشته شده است. اساس این امر دو مطلب ذیل می تواند باشد:

اول: زینب کبری(س) تربیت یافته بیت رسالت و نبوت و آیینه تمام نمای عفت فاطمی و اصالت محمدی و شجاعت علوی است. او دختر امیرمؤمنان علی(ع) و  رسول خدا(ص) است. رسول گرامی اسلام او را تکریم نموده و بر او ارج نهاده، سخن و کلام او را می شنیده و بر آن تحلیل داشته است.

در روایات آمده: آخرین روزهای عمر پیامبراسلام(ص) که زینب کبری(س) حدود 5 سال داشت خدمت آن حضرت آمد. عرض کرد: «جد بزرگوار دیشب در عالم خواب دیدم که تند باد سیاهی همه جا را فرا گرفت به طوری که همه جا تاریک شد و آن باد تند مرا نیز جابجا نمود. خود را به درخت تنومندی رساندم و پناهنده شدم. فاصله ای نشد که آن درخت نیز از جا کنده شد و بر زمین افتاد. من به یکی از شاخه های قوی آن درخت متمسک شدم که او هم قطع گردید. دوباره شاخه قوی دیگری را گرفتم که آن تند باد او را هم شکست. از خواب بیدار شدم ».

رسول خدا سخنان زینب را شنید و اشکهای مبارکش جاری شد. بعد فرمود: آنچه را در خواب دیده‌ای واقعیتی است که آن را توضیح می‌دهم. سپس فرمود: «آن درخت بزرگی را که بدان تکیه کرده بودی، جد توست و بعد هم شاخه قوی بزرگ مادرت، فاطمه زهرا، است و شاخه بزرگ دیگر پدرت، علی بن ابی طالب است و دو شاخه بعد از آن حسن و حسین می‌باشد. با فقدان من و اینان دنیا را ظلمت و ستم فرا خواهد گرفت (و بعد از شهادت فرزندم حسین) عزا و ماتم و حزن همه را فرا خواهد گرفت.»

تحلیل پیامبر خدا(ص) بر رؤیای زینب کبری(س) نواده خویش و متاثر گشتن به هنگام استماع سخنان دختری پنج ساله چیزی جز عزت نهادن و گرامی داشتن آن کریمه نخواهد بود.

دوم: شخصیت ذاتی حضرت زینب کبری(س) از بدو تولد تا لحظه رحلت عامل دیگری بوده که زندگی سراسر افتخار این بانو را از دیگر بانوان جدا ساخته است و در همه فراز و نشیبها فطرت خداشناسی و اوصاف رحمانی در وجودش تبلور یافته است و از این رو در صبر و مقاومت، پاکدامنی و عفاف، پشتکار و ایمان، زهد و پارسایی و ... زبانزد خاص و عام گردیده است.

اینک از باب ذکر نمونه سخنان بعضی از شخصیتهای اهل قلم جامعه اهل سنت را می آوریم:

الف) جلال الدین سیوطی در رساله «زینبیه » خویش می نویسد: «زینب در زمان جدش رسول خدا پا به عرصه جهان گشود و در دامن وی پرورش یافت. او هوشمندی توانا و دوراندیش و دارای قلبی پرقوت و پرصلابت بود». سپس می افزاید: «حسن بن علی هشت سال قبل از رحلت پیامبر خدا و حسین بن علی هفت سال قبل از آن و زینب کبری نیز پنج سال قبل از رحلت آن بزرگوار به دنیا آمده اند، پس زینب پنج سال از عمر خویش را در کنار پیامبر خدا گذرانده و تربیت یافته است ».

زینب، دختـر علـی بن ابـی طالـب، از جـملـه زنان بـا فضیلت و بزرگواری است که دوراندیشی و فکر با عظمتی داشت. او همراه برادرش حـسین بن علی در واقعه کربلا حضور داشت به امر یزید بن معاویه آن خانم را به همراه دیگر اسراء به شام و شهرهای مختلف بردند که در شام زینب کبری در برابر یزید خطبه‌ای غراء خواند.

ب) شیخ عزالدین معروف به ابن اثیر جزری می نویسد: «زینب دختر علی بن ابی طالب، مادرش فاطمه دختر رسول خدا بود. او در زمان پیامبر خدا به دنیا آمد و مقداری از زندگی آن حضرت را درک نمود. زینب تنها خانم متفکر و دانشمندی بود که از قوت فکر بالایی برخوردار بود. پدرش وی را به ازدواج عبدالله بن جعفر درآورد. خداوند به وی فرزندانی عنایت کرد که نام آنان علی، عون اکبر، عباس، محمد و ام کلثوم بوده است. او در واقعه کربلا همراه برادرش حسین بن علی بود. بعد از شهادتش به همراه قافله روانه شام گشت و در برابر یزید بن معاویه خطبه‌ای شیوا و پرمعنی ایراد کرد که در کتابهای تاریخی ذکر شده. ایراد آن خطبه درایت و عقل و اندیشه و قدرت بالای قلبی وی را می‌رساند.»2

ج) استاد محمد فرید وجدی: «زینب، دختر علی بن ابی طالب، از جمله زنان با فضیلت و بزرگواری است که دوراندیشی و فکر با عظمتی داشت. او همراه برادرش حسین بن علی در واقعه کربلا حضور داشت به امر یزید بن معاویه آن خانم را به همراه دیگر اسراء به شام و شهرهای مختلف بردند که در شام زینب کبری در برابر یزید خطبه‌ای غراء خواند.»3

د) محمد غالب شافعی مصری: او که از نویسندگان مقتدر مصری است در مجله «الاسلام » سال اول شماره 27 علاقه و عشق خود را به زینب چنین می نگارد: «یکی از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب و از بهترین بانوان طاهره که دارای روحی بزرگ و مقام تقوی و آیینه سر تا پا نمای رسالت و ولایت بوده، حضرت سیده زینب دختر علی بن ابی طالب می‌باشد که به نحو کامل او را تربیت کرده بودند و از پستان علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود. به حدی که در فصاحت و بلاغت یکی از آیات بزرگ الهی گردید و در حلم و کرم و بینایی و بصیرت و تدبیر کارها در میان خاندان بنی هاشم و بلکه عرب مشهور شد و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت را جمع کرده بود. شبها در حال عبادت و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزگاری معروف بود.»4

پی نوشت ها:
1- فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، ج 2، ص 636-637
2- زینب الکبری، علامه جعفر نقدی، ص 19 - 18.
3- اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ابن اثیر، ج 7، شماره 6961
4- دائرة معارف القرن العشرین، ج 4، ص 796 - 795
منبع: تسنیم
[ ۱۳٩۳/۱٢/٥ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
به بهانه میلاد عقیله بنی‌هاشم(س)؛
حضرت امام سجاد(ع) در وصف عمه‌اش حضرت زینب(س) فرمود: «عمه جان! به حمدالله، دانش تو دانشی الهی است و فهمی که در قلب شریف تو وجود دارد از منبع فیض الهی است.»

حضرت زینب کبرى (س) در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده، و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام، لقب و کنیه آن حضرت: نام مبارک آن بزرگوار زینب، و کنیه گرامیشان ام الحسن و ام کلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الکبرى، شریکة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، کامله و ...


پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على‌بن ابیطالب (ع)، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا (س) مى‌باشد.

همسر گرامى آن حضرت، عبداللّه فرزند جعفربن ابیطالب، بود. در کتاب اعلام الورى براى آن بانوى بزرگوار سه پسر به نامهاى على، عون، و جعفر و یک دختر به نام ام کلثوم ذکر شده است.

بشارت تولد زینب و گریه امام على (ع )

هر پدرى را که بشارت به ولادت فرزند دادند، شاد و خرم گردید، جز على بن ابى طالب (ع) که ولادت هر یک از اولاد او سبب حزن او گردید.

در روایت است که چون حضرت زینب متولد شد، امیرالمؤ منین (ع) متوجه به حجره طاهره گردید، در آن وقت حسین (ع) به استقبال پدر شتافت و عرض کرد: اى پدر بزرگوار! همانا خداى کردگار خواهرى به من عطا فرموده است.

امیرالمؤمنین (ع) از شنیدن این سخن بى اختیار اشک از دیده هاى مبارک به رخسار همایونش جارى شد. چون امام حسین (ع) این حال را از پدر بزرگوارش مشاهده نمود افسرده خاطر گشت . چه، آمد پدر را بشارت دهد، بشارت مبدل به مصیبت و سبب حزن و اندوه پدر گردید، دل مبارکش ره درد آمد و اشک از دیده مبارکش بر رخسارش جارى گشت و عرض کرد: « بابا فدایت شوم، من شما را بشارت آوردم شما گریه مى کنید، سبب چیست و این گریه بر کیست ؟»

امام على (ع) حسینش را در برگرفت و نوازش نمود و فرمود: «‌ نور دیده ! زود باشد که سر این گریه آشکار و اثرش نمودار شود.»که اشاره به واقعه کربلا مى کند. همین بشارت را سلمان به پیغمبر(ص) داد و آن حضرت هم منقلب گردید.

چنان که در بعض کتب است که حضرت رسالت در مسجد تشریف داشت آن وقت سلمان شرفیاب خدمت گردید و آن سرور را به ولادت آن مظلومه بشارت داد و تهنیت گفت. آن حضرت بگریست و فرمود: « اى سلمان جبرییل از جانب خداوند جلیل خبر آورد که این مولود گرامى مصیبتش غیر معدود باشد تا به آلام کربلا مبتلا شود. » (1)


نامگذارى زینب از طرف خداوند

هنگامى که زینب (س) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س) او را نزد پدرش امیرالمؤمنین (ع) آورده و گفت : این نوزاد را نامگذارى کنید! حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمى افتم.

در این ایام حضرت رسول اکرم (ص) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، امیرالمؤمنین على (ع) به آن حضرت عرض کرد: نامى را براى نوزاد انتخاب کنید. رسول خدا (ص) فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گیرم.

در این هنگام جبرئیل (ع) فرود آمده و سلام خداوند را به پیامبر(ص) ابلاغ کرده و گفت:

نام این نوزاد را «زینب » بگذارید! خداوند بزرگ این نام را براى او بر برگزیده است.

بعد مصایب و مشکلاتى را که بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو کرد. پیامبر اکرم (ص ) گریست و فرمود: هر کس بر این دختر بگرید، همانند کسى است که بر برادرانش حسن و حسین گریسته باشد.(2)

تغذیه حضرت زینب (س) از زبان پیامبر

حضرت زینب (س) مانند دو برادرش حسن و حسین (ع) از زبان رسول الله (ص) تغذىه مى کرد.

همان طور که در بسیارى از اخبار آمده است ، پیغمبر (ص) زبان خود را در دهان حسنین مى گذاشت، آنان با مکیدن زبان پیغمبر تغذیه مى شدند و از همین طریق گوشت و پوست بدنشان مى رویید و رشد مى کرد، در مورد حضرت زینب (س) نیز همین عمل را انجام مى داد.

در جلد اول از کتاب خرایج راوندى (صفحه 94) معجزه یکصد و پنجاه و پنج (155) از حضرت صادق (ع) چنین روایت کرده است:

امام صادق (ع) فرمود: پیغمبر (ص) پیوسته نزد فرزندان شیر خوار فاطمه(س) مى‌آمد، از آب دهان خود آنان را تغذیه مى کرد و سپس به فاطمه (س) مى فرمود به آنان شیر ندهید»(3)

شباهت حضرت زینب (س) به پدر بزرگوار خود

مرحوم سید نورالدین جزایرى (ره) در مورد شباهت حضرت زینب (س) به پدر بزرگوار خود چنین نوشته است:

غالبا کلیه پسر شباهت به پدر، و دختر شباهت به مادر پیدا مى کند، به جز حضرت فاطمه زهرا(س): « کانت مشیتها مشیة ابیها رسول الله و منطقها کمنطقه ». و نیز حضرت زینب (س) که «منطقها کمنطق ابیها امیرالمؤ منین علیه السلام » بود. (4)

ویژگی‌ها حضرت زینب(سلام الله علیها)



حضرت زینب(س) ملقب به، عقیله بنی هاشم و عقیله الطالبین بود. عقیله، زن کریمه را می‌گویند که در بین فامیل بسیار عزیز و در خاندان خود ارجمند باشد.(5)

حضرت زینب(س) چهره‌ای نورانی همچون ماه داشت. پیامبر(ص) در هنگام تولد او فرموده بود به همه حاضرین و غائبین امتم بگوید که این دختر را محترم بدارند که نمونه و نماینده خدیجه کبری(س) است.(6)

حضرت امام سجاد(ع) در وصف عمه‌اش زینب(س) فرمود:

«انتِ بحمدالله عالمةٌ غیرُ مُعَلَّمة، فَهِمَةٌ غیرُ مُفهمَة»

«عمه جان! به حمدالله، دانش تو دانشی الهی است و فهمی که در قلب شریف تو وجود دارد از منبع فیض الهی است» (7)

ایشان به مدت پنج سال، وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) و فامه زهرا(س) را درک کرد و این پنج سال فرصتی بود که از نور وجود این دو دردانه زمان بهره گیرد، در دامان پر مهر و عطوفت آنان رشد نماید، از جرعه‌های معرفت سیراب شود و حدیث صبر و استقامت در دفتر وجودش بنگارد.

هنگام تولد حضرت زینب(س)، رسول خدا(ص) او را بوسید و صورت به صورتش گذاشت و ‌فرمود:

جبرئیل، به من خبر داده که این دختر، در مصیبت‌ها و بلاها و شدائد، شریک حسین(ع) من است. هر کس بر زینب گریه کند، اجر و ثوابش مانند کسی است که بر برادرانش حسن و حسین(ع) گریه نموده باشد.(8)


آن حضرت، در طول حیات خود، همراه با امامان زمان خویش در مسائل سیاسی و اجتماعی شرکت فعال داشت و تا آخرین لحظات در کنار آنها بود.

1- نیابت از امام حسین(ع): از ویژگی‌های حضرت زینب(س)، نیابت از امام حسین(ع) می‌باشد و از جمله القاب آن مخدره نائبه الحسین(ع) است.(9) این ویژگی مخصوص زینب کبری(س) بوده است.

2- همراهی در سفر کربلا: هنگام حرکت به سوی کربلا، همراه برادر عازم این سفر پر بلا شد تا برادرش را در انجام امر الهی با صبر و استقامت یاری کند. حضرت ابا‌ عبدالله الحسین(ع)، در واپسین لحظات عمر شریف خود سفارشاتی به خواهر نمود و رسالت تبلیغ واقعه کربلا را بر دوش ایشان گذارد و زینب کبری(س) هم در انجام رسالت خویش زره‌ای کوتاهی نکرد و هر چه در توان داشت به کار برد تا اسلام زنده بماند.

3- پس از شهادت برادر: مهمترین خدمت حضرت زینب(س)، پس از شهادت امام حسین(ع) هدایت و رهبری، حفاظت و مراقبت از اسراء، دلداری دادن به شهید داده‌ها و همچنین حفاظت از جان امام سجاد(ع) و رساندن پیام عاشوراء و شهداء کربلاء به گوش جهانیان بود. او با خطبه‌های خود توانست از اسلام و حیثیت آن دفاع کند و پاسخ گوی یاوه سرایی‌های یزید و یارانش باشد. ایجاد تحول و انقلاب در کوفه و شام و جاهای دیگر، و بسیاری از کارها که حضرت زینب کبری(س) در جریان اسارت انجام داد، تنها بخشی از خدمات آن مخدره در قیام عاشوراء بود، اگر زینب کبری(س) آن خدمات ارزنده را به اسلام ارائه نمی‌داد، نهضت عاشورا، راهبری پس از شهادت سیدالشهداء نمی‌داشت، اسرا و خصوصاً اطفال، جانشان در خطر قرار می‌گرفت و امام سجاد(ع) که جانشین امامت بعد از امام حسین(ع) بود از خطر مرگ حفظ نمی‌شد و پیام کربلاء به شهرهای دیگر ابلاغ نمی‌شد و در نتیجه نهضت عاشورا، پایان خوب و پیروزمندانه‌ای نمی‌داشت.

عمر شریف این بانوی بزرگوار 56 سال است. در آخر عمر ایشان در مدینه منوره، قحطی پیش آمد. شوهرایشان، جناب عبدالله بن جعفر مزرعه‌ای در شام داشت. ناچار به اتفاق او به شام حرکت کردند و در آنجا حضرت زینب(س) از دار دنیا رفت. قبر شریفش هم در همان محوطه‌ای که متعلق به عبدالله بن جعفر بود دفن گردید. وفات آن مخدره در چهاردهم ماه رجب در سن 62 گفته شده است و بعضی پنجم ماه رجب 62 را به عنوان تاریخ وفات ایشان ذکر کرده اند.(10) ولی در خصوص مکان و قبر آن حضرت اختلاف است.

در جنوب شرقی دمشق در هفت کیلومتری آن، شهری وجود دارد بنام شهر زینب. این محل که راویه نام دارد، بدون تردید محل دفن شخصی به نام ام‌الکلثوم است. اما بین علما اختلاف نظر وجود دارد که این شخص کیست؟عده‌ای می‌گویند آن¬که در راویه دفن است، یکی از امامزاده هاست ولی زینب کبری نیست. برخی دیگر می-گویند ام‌الکلثوم کنیه حضرت زینب است و راویه قبر زینب کبری است. عده‌ای دیگر از علما نظرشان بر این است که زینب کبری در مدینه مدفون می‌باشد. مرحوم سید محسن امین در جلد سی و سوم اعیان الشیعه چنین نظری دارد.روایاتی هم در کتاب¬های طراز المذهب، بحر المصایب، انوار الشهاده وجود دارد که یه استناد آنها می‌توان گفت که زینب کبری(س) در هفت کیلومتری دمشق، در روستای راویه مدفون است.(11) ولی به هر حال، هنوز هم محل دفن ایشان، محل اختلاف میان علما است.

درسی از مکتب زینب علیهاالسلام

تاریخ به روشنی نشان می‏دهد که حضرت زینب(س) به دستورها و توصیه‏ های امام زمانش به خوبی عمل کرد که عامل تعیین کننده و مهم پیشبرد اهداف مقدس نهضت بود.

 صبر و استقامت حضرت زینب(س)، در مقابل امواج بی‏کران سختی‏ ها و مشکلات، نامش را برای همیشه یادآور صبر و پایداری در راه انجام وظایف الهی گرداند.همسران، مادران و بستگان شهیدان وجانبازان، باید با تأمل بیش‏تر، در جای جای زندگی درخشان و زیبایی حرکت حضرت زینب کبری (س) بنگرند و به رسالت خویش و اهمیت آن، که پاسداری از خون شهیدان است، توجه کنند و با تأسی به حضرت زینب(س)، بزرگ‏ترین و زیباترین صبر را در برابر مصایب و مشکلات به نمایش گذارند، الگو بگیرند و خود را دنباله‏رو مکتب انسان‏ساز زینب بدانند و همه مصیبت‏ ها و گرفتاری ‏ها را در راه خدا آسان و زیبا بشمارند؛ چنان‏چه زینب قهرمان این‏ چنین بود.

تولد حضرت زینب(س) تولد رسالت زنان است، رسولى که در کوتاه ترین مقطع تاریخ و در خاموش‏ ترین بیابان و در مسموم ترین فضا به یک واقعه خونین حیات بخشد و پژواک این پیام تا ابد مناره به مناره مى‏ گردد و گنبد به گنبد طنین مى‏ افکند و سینه به سینه همراه دستها و دوش به دوش همراه زنجیرها مى ‏گردد.





ولادت حضرت زینب (س) با نوای حاج منصور ارضی
***
دانلود



پی‌نوشت:
1) ناسخ التواریخ حضرت زینب کبرى (س )، ج 1، ص 45 و 46
2) فاطمه زهرا (س ) دل پیامبر، ص 854
3) پیام آور کربلا، ص 17
4) همان؛ زندگی حضرت زینب (س) ص 48
5) فضائلی؛ حبیت‌ا...؛ مرد آفرین روزگار زندگی حضرت زینب کبری (س) ارشاد اسلامی، چ: ارشاد، ن چ: اول سال: 1368، ص 10
6) دستغیب شیرازی؛ عبدالحسین؛ زندگانی فاطمه الزهرا (س) و حضرت زینب (س) علمیه السلامیه، بی‌تا، بی‌جا، ص 17
7) همان؛ مرد آفرین روزگار؛ ص 11
8) بوته کار حسن؛ زینب کبری (س) عقیله بنی هاشم، بهار، چ: فروردین، ت: 1375 ن، اول ص 176
9) الخصائص الزینبیه ص 210
10) همان: زندگی حضرت فاطمة الزهرا (س) و حضرت زینب (س) . ص 14
11) همان، زینب کبری عقیله بنی هاشم، ص 276
12) قاسم نعمتی

[ ۱۳٩۳/۱٢/٥ ] [ ٩:۳٠ ‎ق.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
عکس/ گریه وهابیون در زیارت قبر ملک عبدالله
وهابیون، در حالی که زیارت و خواندن دعا بر سر قبور و اشک بر اهل بیت علیهم السلام را حرام و نشانه شرک می‌دانند و همواره زائران بقیع را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند، امروز در زیارت قبر عبدالله بن عبدالعزیز، شاه سابق سعودی، اشک ریختند و به خاک قبرش تبرک جستند و بر سر قبرش دست به دعا برداشتند.

مشرق - وهابیون، در حالی که زیارت و خواندن دعا بر سر قبور و اشک بر اهل بیت علیهم السلام را حرام و نشانه شرک می‌دانند و همواره زائران بقیع را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند، امروز در زیارت قبر عبدالله بن عبدالعزیز، شاه سابق سعودی، اشک ریختند و به خاک قبرش تبرک جستند و بر سر قبرش دست به دعا برداشتند.

اگرحرامه چرا خودتان انجامش می دهید؟؟؟؟

تبرک جستن به قبر پیامبر یا فرزند ویا نوه ونسل پیامبر حرام است ولی به قبر کسی که هیچ نسبتی باخاندان وحی ندارد وکمک به یهود واسرائیل واستکبار را واجب می دانست حرام نیست این چه نفاقی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تبرک جستن به قبر پیامبر امین وفرزندانش حرام ولی به قبر یک فرد طلاغوت حرام نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟

گریه برقبر پیامبر وفرزندان پاکش حرام ولی به قبر یک ظالم حرام نیست؟؟؟؟

کارحرام را شما انجام بدید حلال میشود ولی برای دیگران حرام است دیگه؟؟؟؟؟؟؟


[ ۱۳٩۳/۱۱/٤ ] [ ٩:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
حجت‌الاسلام پناهیان می‌گوید: در حج داشتیم با استاد دانشگاه مصر صحبت می‌کردیم. گفت شما از چه مذهبی هستی؟ گفتم مذهب جعفری. گفت شما قرآن را تحریف کرده‌اید؟ گفتم: نه به خدا، قرآن‌مان با شما فرقی نمی‌کند. سپس چهار سؤال دیگر پرسید.
به گزارش مشرق، همزمان با فرارسیدن عید غدیر و عید اکمال دین، حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان به بیان سخنانی در این خصوص پرداخته است که در ادامه می‌آید:

در طول سال در کدام شب، طعام دادن و خرج دادن و نذری دادن ثوابش از تمام شب‌های سال بیشتر است؟ شب قدر؟ شب عاشورا؟ شب 28 صفر؟ ایام عید غدیر غذا دادن ثوابش بیشترین ثواب است.

امیرالمومنین(ع) فرمود: اگر در عید غدیر یک وعده عذا بدهی، انگار به یک میلیون پیامبر غذا داده‌اید. اگر به بیش از یک نفر طعام بدهید، ببینید چقدر ثواب دارد؟! آن‌وقت خیلی‌ها وقت‌های دیگر غذا می‌دهند، شب عید غدیر غذا نمی‌دهند.

آن وقت بنده یک سال حج بودم داشتیم با استاد دانشگاه مصر صحبت می‌کردیم. گفت شما از چه مذهبی هستی؟ گفتم مذهب جعفری. گفت شما قرآن را تحریف کرده‌اید؟ گفتم: نه به خدا، قرآن‌مان با شما فرقی نمی‌کند. چهار سوال دیگر هم کرد، گفتم: نه این‌ها هم همه‌اش مانند شماست. گفت: پس شما چه فرقی با ما دارید؟ گفتم «تَعرِف غدیر؟» غدیر را می‌شناسی؟ گفت: نه، گفتم از شیعه چه می‌شناسی؟ گفت: عاشورا. گفتم: غدیر به گوشتان نخورده؟ گفت: نه. خاک بر سر ما! گفتم عاشورا را از کجا می‌شناسی؟ گفت: شیعیان شلوغ می‌کنند. غدیر چی؟ شیعیان ... .

خدایا من شب عید غدیر به 10 نفر، 20 نفر، ... غذا می‌دهم.

آن وقت عید غدیر چند روز است؟ نوروز چند روز است؟ خب عید غدیر چند روز است؟ عاشورا که یک روز است، 28 صفر یک روز است، عید فطر هم یک روز است که البته اخیراً تعطیلاتش شده دو روز،  ولی عید غدیر 3 روز است. رسول خدا(ص) فرمود: من سه روز می‌نشینم اینجا، همه بیایند بیعت کنن.

نیت کنید...  هرکسی بین خودش و خدایش با صدای بلند بگوید خدایا من به عشق روی امیرالمؤمنین چند نفر را شام می‌دهم؟ بگو ...

غذا بدهید، حالا مسجد هم نیاوردید، یک شله زرد بین همسایه‌ها پخش کنید. اگر گفتند چرا؟ بگویید هیچی برای غدیر است. به عشق روی امیرالمؤمنین(ع). اِ مگر به عشق امیرالمومنین(ع) هم غذا می‌دهند؟ بله، غذا می‌دهند. خدا ان‌شاءالله همه ما را موفق بدارد برای اینکه عید غدیر غذا بدهیم...
[ ۱۳٩۳/٧/۱٩ ] [ ۸:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
بازخوانی کتاب حجت‌الاسلام پناهیان در موضوع «انتظار»/6
ما ابله هم نیستیم تا بی‌دلیل به کسی تا این حد علاقه‌مند شویم. کمبود محبت هم که نداریم تا فریب علاقه‌های اندک را بخوریم و آنها را زیاد تصور کنیم. پس عشق‌ به‌سادگی به دست نمی‌آید. اما عاشق شدن، خیلی برای انسان‌ها مهم و ارزشمند است. مردم در آرزوی رسیدن به چنین علاقه‌های عاشقانه‌ای است که پای فیلم‌های عشقی می‌نشینند و اگرچه به عشق نرسیده‌اند، مدام در حسرت آن، ترانه‌های عاشقانه زمزمه می‌کنند.

«انتظار عامیانه» عنوان اولین فصل از کتاب «انتظار عامیانه، انتظار عالمانه، انتظار عارفانه» است که حجت الاسلام و المسلمین صدیقی از آن با عبارت جامع‌ترین کتابی که تاکنون در موضوع انتظار دیده‌ام یاد کرد و حسن عباسی آن را یک عقبۀ تفکر استراتژیک برای موضوع انتظار و تلاشی حکمی، فلسفی و کلامی در موضوع انتظار دانست. حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در فصل اول این کتاب به معرفی و بررسی انواع انتظار عامیانه و آثار سوء آن پرداخته است و سپس فواید و برکاتی که با کنار گذاشتن نگاه عامیانه پدیدار می‌شود را برشمرده است. با توجه به تأکید رهبر معظم انقلاب بر «اهمیت کار عالمانه و پرهیز از کار عامیانه در موضوع انتظار» (بیانات در دیدار اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت 18/تیر/ 1390)،

عشق در ادبیات فارسی جنبۀ معنوی و عرفانی دارد

«عشق» واژه‌ای است که در ادبیات کهن فارسی، اکثراً به محبت شدید اطلاق می‌شود. و معمولاً چنین محبتی بیشتر جنبۀ معنوی و عرفانی دارد تا جنبۀ زمینی و مادی؛ چرا که علائق مادی و زمینی معمولاً آن‌چنان اوج نمی‌گیرند و یا اگر اوج هم بگیرند، فرود آمدنشان بسیار سریع اتفاق می‌افتد. بنابراین خوب است ما هم این لفظ را در غیر از این معنا استفاده نکنیم. حتی در روابط عاطفی عادی نیز از به کار بردن آن اجتناب کنیم.

صرف‌نظر از معنای لغوی لفظ عشق در زبان عربی، وقتی به ترجمۀ عشق در ادبیات غنی و عارفانۀ فارسی.....


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۳/٢٩ ] [ ۳:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مجتبی بصیر ]

یادداشتهای من

مژده ای دل ...

چندروزی است که یک مشت یاغی ازنسل ابوسفیان که با جنایت هایشان بعید نیست مصداق سفیانی در روایات باشند وانشا الله ظهور نزدیک خواهد بود اگراین قوم ظالمین همان سفیانی  روایت ها باشد

به هر حال یک نکته اینجا به عنوان یک منتظر به همه کسانی که این نوشته را می خوانند تقدیم می نمایم وآن این نکته هست که درطول تاریخ همیشه درگیری بین حق وباطل بوده وهست پایان دهنده این نزاع که با پیروزی  مطلق وسیطره اهل حق خواهد بود به دست منجی بشریت آقا امام زمان خواهد بود

اما اینها می خواهند با وجشیگری های خود ما را بترسانند واین یک اصل مبارزاتی است که اگر هر کس بتواند رعب در دل دشمنانش بیندازد پیروزخواهد بود این یک تاکتیک است واین وهاب یها می خواهند شیعه را از این چیزها بترسنداما یادآوری برخی خاطرات دراینجا بد نیست

دشمن دراولین روزهای انقلاب همین جداسازی وتفرقه بین شیعه وسنی را درایران پیاده می کرد ودرگیری ترکمن صحرا وسیستان وکردستان نمونه هایی از آن بود وچه کسی است که نداند که پدران معنوی همین وهابی های ملعون سرپاسداران وبسیجی های این مرزوبوم را می بریدند وبرایش جایزه تعیین می کردندولی باشیرمردانی مانند حاج احمد متولسان ومحمد بروجردی و... این توطئه ها رو خنثی نمود وما فرزندان همان سرداران بی ادعا هستیم

یادیک جمله ازحاج احمد متوسلیان به خیر که میگفت دلم میخواهد مثل سرور ومولایم حسین سرم بریده شود چون از این خجالت میکشم که روزقیامت عزیز فاطمه بی سر وارد محشر شود ومن باسرواردمحشر شوم  وآخر نیز به آرزوی خود رسید مانیزفرزندان معنوی همین حاج احمد متوسلیان وحاج محمد ابراهیم همت هستیم نتنها ترسی از این وهابی ها جنایتکارنداریم بلکه به انتظارشکست دندان شکن وانتقام گرفتن خون حمزه سیدالشهداکه مادراینها جگرش را درآورد وامام حسین علیه السلام که اینها شهیدش کردندهستیم

درسالروزمیلاد منجی بشریت برای این جگرخواران تاریخ به همه شیعیان میگوییم که بازمزمه این شعر به نبردشان می رویم واز رسانه ها میخواهیم تاافراد جاهل این قوم را بیدارنمایند

ای لشگرصاحب زمان آماده باش آماده باش

                                                  بهرنبردبی امان آماده باش آماده باش

[ ۱۳٩۳/۳/٢٢ ] [ ۳:٥٩ ‎ب.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
ابعاد فقهی رهبر انقلاب در گفتگو با حجت‌الاسلام خزایی؛
ایشان در دوران بعد از فتنه سال 88 گاهی احادیثی را می خواندند که تقریبا متناسب با نیاز روز بود؛ یعنی، مثلا آن روزها سنگ اندازی جناح‌ها، سیاسیون و مطبوعات به همدیگر خیلی زیاد بود و پرده از اسرار هم کنار زدن و ضایع کردن و آبروی کسی را بردن خیلی باب بود. ایشان در همان شرایط احادیثی را می خواندند که ما حق نداریم آبروی مؤمنی را ببریم.

 درس خارج رهبری از سال 69 شروع شده است و ایشان بیش از 23 سال است که به صورت منظم به ارائه مباحث فقهی، اصولی و رجال پرداخته‌اند. بیش از 800 روحانی که دروس سطح را گذرانده‌اند در درس خارج معظم‌له شرکت می‌کنند. از ویژگی‌های ممتاز این درس حضور بانوان در آن است؛ بانوانی که جزء زنان فاضل و باسواد حوزه و دانشگاه محسوب می‌‌شوند. برخی از افرادی که در این درس شرکت می‌کنند خود در سطح عالی دروس حوزوی قرار دارند و به تدریس دروس خارج فقه و اصول مشغول هستند. در این مصاحبه حجت‌الاسلام و المسلمین احمد خزایی، رئیس مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، از سالها حضورشان در این درس پربرکت گفته‌اند و نکات مهمی را درباره این درس مطرح کرده‌اند.

***اولین جلسه درس خارج مقام معظم رهبری چگونه برگزار شد***

* شما از چه زمانی در درس خارج مقام معظم رهبری حضور داشته‌اید؟

ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۳/۱٧ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مجتبی بصیر ]


ولایت تکوینی ائمه خبرگزاری رسا _ امام خمینی (ره) در «تعلیقاتش بر فوائد الرضویه» بیان بلندی دارند و می فرمایند: «انسان کامل و ولی مطلق صاحب مقام مشیت مطلقه است که موجودات به واسطه آن ظهور یافته اند و حقائق و ذوات بدان محقق گردیده اند. پس او همانند ریشه است و دیگر مخلوقات به منزله شاخه های او هستند .

به گزارش سرویس مانیتورینگ خبرگزاری رسا ، کارشناسان شبکه های وهابی با تفسیر به رای از معنای ولایت تکوینی,شیعیان را مشرک وغلو کننده می نامند.

عالم فاضل شیخ جواد کربلایی درکتاب شریف «الانوار الساطعه» در تعریف ولایت می فرماید: «الولایه حقیقه کلیه وصفه الهیه وشان من شوون الذاتیه التی تقتضی الظهور؛ ولایت یک حقیقت کلیه و وصفی از اوصاف الهی و شانی از شئونات پروردگاراست که اقتضای ظهور دارد».
«حقیقت کلیه» یعنی وصفی بدون حد و نهایت و اینجا مراد از آن اطلاق است به گونه ایکه خود اطلاق هم قید آن نیست بلکه به عنوان مشیر است. از آن جایی که خداوند متعال صفاتش نامحدود است ولی ائمه اطهار (ع) نیز که جانشین بلا واسطه ذات باری تعالی هستند دارای چنین اوصافی، این صفت اقتضای ظهور دارد یعنی باعث ظهور و بروز چگونگی اسماءالله در عالم ملک و ملکوت چه در قوس نزول وچه در قوس صعود است.
«صفه الهیه» یعنی ذاتا واستقلالا از اوصاف حق است و از آنجایی که اوصاف الهی عین ذات اویند قابل تفکیک از ذات نیستند «الله هوالولی»
در «تقتصی الظهور» برای بیان معنای این فقره لازم است که بدانیم:
ارتباط و تاثیر بر دو قسم است.
1- ارتباط و تاثیر متقابل و دو جانبه که اولی ولّی دومی و دومی ولّی اولی است، مانند اخوت.
2- ارتباط و تاثیر یک جانبه که اولی ولی دومی است و دومی مولی علیه اولی است مانند ابوت و بنوت ، علت و معلولیت.
ولایت که یک امر اضافی است اگر به فتح واو می باشد تاثیر آن یک جانبه است.
و اگر دو جانبه باشد از آن به ولایت کسر واو تعبیر می شود.
صاحب «مجمع البحرین» می گوید......


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۳/۱٧ ] [ ۸:٥٩ ‎ق.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
علیرضا پناهیان:

باید کرسی ابن‌ملجم‌شناسی در دانشکدۀ الهیات برقرار شود/ جریان پیچیدۀ نفاق باید به‌طور دقیق شناسایی شود
 
· ببینید؛ در کل عالم هستی فقط یک امیرالمؤمنین(ع) داریم و قاعدتاً شناسایی شخصیت قاتل ایشان، خیلی اهمیت دارد. باید کرسی ابن‌ملجم‌شناسی در این دانشکدۀ الهیات باشد؛ شما باید جریان پیچیدۀ نفاق را به‌طور دقیق شناسایی کنید و به همه یاد بدهید. ابن‌ملجم واقعاً شخصیت پیچیده‌ای دارد، و شناختن نفاق و کفر پنهان او خیلی مهم است. حتی در برخی کتاب‌های تاریخی ذکر شده که ابن ملجم جزء خوارج نهروان نبود و حتی در جنگ نهروان پای رکاب امیرالمؤمنین(ع) با خوارج جنگیده بود. (أَقَامَ ابْنُ مُلْجَمٍ بِالْکُوفَةِ إِلَى أَنْ خَرَجَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِلَى غَزَاةِ النَّهْرَوَانِ فَخَرَجَ ابْنُ مُلْجَمٍ مَعَهُ وَ قَاتَلَ بَیْنَ یَدَیْهِ قِتَالًا شَدِیداً؛ مفتاح‏السعادة،محمد تقی قاینی/۷/۳۱۳-بحارالانوار/۴۲/۲۶۳) نباید این‌قدر سطحی‌نگر باشیم و بگوییم که یک دختری دل ابن‌ملجم را برده بود و او صرفاً به همین دلیل امیرالمؤمنین(ع) را به شهادت رساند! اصلاً این هوس آن‌قدر ظرفیت ندارد که بخواهد قاتل امیرالمؤمنین(ع) درست کند؛ بالاخره امیرالمؤمنین(ع) دل خیلی از انسان‌های گناهکار را برده است. ضمن اینکه ابن ملجم قبل از مطرح شدن چنین ماجرایی، عهد کرده بود که امیرالمؤمنین(ع) را به قتل برساند.
 
· انسان وقتی داستان ابن ملجم را می‌شنود، از ایمان خودش می‌ترسد و می‌فهمد که چرا بزرگان ما این‌قدر نگران عاقبت‌به‌خیری خودشان بودند. ایمان مثل قبالۀ عقدنامه یا ملکیت زمین نیست که انسان یک‌بار آن را بگیرد و کنار بگذارد. از بابت آن مطمئن باشد. چون ایمان مستقر و ایمان مستودع داریم. (امیرالمؤمنین(ع): فمِنَ الإیمانِ ما یکونُ ثابتا مُسْتَقِرّا فی القلوبِ، و مِنهُ ما یکونُ عَوارِیَ بَینَ القلوبِ و الصُّدوِر، إلى أجلٍ معلومٍ؛ نهج‌البلاغه/خطبۀ ۱۸۹)
 
۹۹ درصد از ۱۴۰۰ سال پس از ظهور اسلام، صرف درگیری با نفاق شده است/ضعف ما در برابر کفار ناشی از نفوذ و قدرت نفاق در جامعۀ اسلامی بوده
 
· اگر ۲۳ سال زمان بنیان‌گذاری اسلام را که مؤمنین با کفر درگیر بودند را با ۱۴۰۰ سال بعد از آن که جامعۀ اسلامی با نفاق درگیر است را مقایسه کنیم، حدود ۱.۵ درصد می‌شود. یعنی حدود ۹۹ درصد از ۱۴۰۰ سال بعد از ظهور اسلام، صرف درگیری با نفاق شده است!
 
· البته ما هنوز هم درگیر با کفر هستیم و در طول تاریخ هم اینچنین رویارویی هایی چه در عرصۀ جنگ نرم و چه در عرصۀ جنگ سخت وجود داشته است، ولی هرگونه ضعف ما در برابر کفار ناشی از نفوذ نفاق و قدرت داشتن انواع منافقان در جامعه اسلامی بوده است.
 
· آیا می‌شود در برنامه‌ریزی‌های آموزشی پیشنهاد داد که همین مقدار به شناخت نفاق اهتمام بورزند؟ در حالیکه ما بیش از شناخت انواع جریانهای نفاق به بررسی انواع شبهات در راه اثبات صانع و اصل حقانیت دین می‌پردازیم.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٢/۱۸ ] [ ٥:٢٦ ‎ب.ظ ] [ مجتبی بصیر ]

مصحف  فاطمه وشبهات پیرامون آن را درادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۱/۱٦ ] [ ٥:٤۳ ‎ب.ظ ] [ مجتبی بصیر ]

شبی از قید نام ونان گذشتم              وصیت نامه ای با خون نوشتم

نوشتم فقر ارث مادرم بود                   که همچون سایه ی او بر سرم بود

موحد را لباس فقر زیبد                      نه آن دلقی که مردم را فریبد

لباس فقر کشکول و ردا نیست            تجمل کار مردان خدا نیست

بجان عارفان رند وآگاه                     نباشد باده جز فقر الی الله

یکی گوید سرا پا عیب دارم                یکی گوید زبان از غیب دارم

نمیدانم چه هستم هر چه هستم       قلم چون تیغ میرقصد بدستم

نه دعبل نه فرزدق نه کمیتم             ولیکن خاک پای اهل بیتم

الا ای ساقی مستان ولایت           بهار بی زمستان ولایت

از آن جامی که دادی کربلا را         بنوشان این خراب مبتلا را

چنان مستم کن از یکتا پرستی       که از آهم بسوزد ملک هستی

هزاران راز را در من نهفتی           ولی در گوش من اینگونه گفتی

ز احمد تا احد یک میم فرق است     جهانی اندر ان یک میم غرق است

یقینامیم احمد میم مستی است      که سرمست از جمالش چشم   هستی است

ز احمد هر دو عالم آبرو یافت         دمی خندید و هستی رنگ وبو یافت

اگر احمد نبود آدم کجا بود            خدا را آیه ای محکم کجا بود

همان احمد که آوازش بهار است          دلیل خلقت لیل و نهار است

همان احمد که فرزند خلیل است           قیام بت شکنها رادلیل است

همان احمد که ستار العیوب است       دلیل راه و الله الغیوب است

همان احمد که جانش جام وحی است        بدستش ذوالفقار امر ونهی است

همان احمد که ختم الانبیا شد            جناب کنت کنز المخفیا شد

همان اول که اینجا آخر آمد                همان باطن که اینجا ظاهر آمد

همان احمد که سرمستان سرمد        بخوانندش ابوالقاسم محمد

محمد میم و حا و میم و دال است         تدارک بخش عدل و اعتدال است

محمد رحمت للعالمین است           شرافت بخش صد روح الامین است

محمد پاک وشفاف وزلال است        که مرآت جمال ذوالجلال است

محمد تا نبوت را برانگیخت            ولایت را به کام شیعیان ریخت

ولایت باده غیب و شهود است        کلید مخزن سر وجود است

محمد با علی روز اخوت             ولایت را گره زد بر نبوت

محمد را علی آینه دار   است        نخستین جلوه اش در ذو الفقار است

بجز دست علی مشکل گشا کیست        کلید کنت کنز المخفیا کیست

کسی جز او توانایی ندارد           که زخم شیعه را مرهم گذارد

غدیر ای باده گردان ولایت               رسولان الهی مبتلایت

ندا آمد ز محراب سماوات                 به گوش گوشه گیران خرابات

رسولی کز غدیر خم ننوشد              ردای سبز بعثت را نپوشد

تمام انبیا یکسر گرفتند                  شراب از ساقی کوثر گرفتند

علی ای ساقی رندان بلاکش            بده جامی که میسوزم در آتش

مرا آیینه   ی صدق وصفا کن               تجلی گاه نور مصطفی کن


دست ساقی چون سر خم را گشود

جز محمد هیچ کس آنجا نبود

جام آن آیینه را سیراب کرد

وز جمالش خویش را بیتاب کرد

موج زلف مصطفی را تاب داد

ذوالفقار غیرتش را آب داد

در پی احمد علی آمد پدید

بر کف او بود میزان و حدید

بوالعجب بین روح حق را در دو جسم

هر دو یک معنی ولیکن در دو اسم

در حقیقت هر دو یک آیینه اند

یک زبان و یک دل و یک سینه اند

یک نظر بر پرده ی نقاش کن

تاب گیسوی قلم را فاش کن

آفرین گو پنجه ی معمار را

تا نماید بر تو این اسرار را

فاش میگوید به ما لوح و قلم

از وجود چهار ده بی بیش و کم

چهار ده ماه فلک پرواز کن

چهار ده خورشید هستی ساز کن

چهار ده پرواز در هفت آسمان

هر یکی رنگین تر از رنگین کمان

چهار ده الیاس در باد آمده

چهار ده خزر به امداد آمده

چهار ده کنعانی یوسف جمال

چهار ده موسی به سینای کمال

چهار ده روح به دریا متصل

چهار ده روح جدا از آب و گل

چهار ده دریای مروارید جوش

چهار ده سیل سراپا در خروش

چهار ده گنجینه ی علم لدن

چهار ده شمشیر فولاد آب کن

چهار ده سر چهار ده سردار دین

چهار ده تفسیر قرآن مبین

چهار ده پروانه ی افروخته

چهار ده شمع سراپا سوخته

چهار ده سر مست بی جام و سبو

جرعه نوش از باده ی اسرار هو

چهار ده میخانه ی ساقی شده

وجه الربک گشته و باقی شده

چهار ده منصوره منصور آمده

کلهم نورا علی نور آمده

آفرینش بر مدار عشق بود

مصطفی آیینه دار عشق بود

میم او شد مرکز پرگار عشق

بر تجلی بر سر بازار عشق

تا قلم بر حلقه ی صادش رسید

شد الم نشرح لک صدرک پدید

طا طریق عشق بازی را نوشت

فا فروغ سر فرازی را نوشت

یا یقین عشق بازان را نگاشت

خلق عالم بیش از این یارا نداشت

دست حق تا خشت آدم را نهاد

بر زبانش نام خاتم را نهاد

نام احمد نام جمله انبیاست

چون که صد آمد نود هم پیش ماست

از مناره پنج نوبت پر خروش

نام احمد با علی آید به گوش

روز و شب گویم به آوای جلی

اکفیانی یا محمد یا علی

 محمدرضاآقاسی

 *****

ساقی امشب باده در دف میکند

مستی ما را مضاعف میکند

در حریم خلوت اسرار خود

باده نوشان را مشرف میکند

باده گفتم بادها جاری شدند

خام ریشان اسب عصاری شدند

چند خواهی بافتن لا تاعلات

فاعلاتا فاعلاتا فاعلات

تا به کی میپرسی از بود و نبود

جز ملال انگیختن آخر چه سود

چند میپرسی ز جبرو اختیار

اختیار آن به که باشد دست یار

ساقی ما اختیار تام داشت

چهارده آیینه در یک جام داشت

در عدم بودیم مستور وجود

تا محبت پرده ی مارا گشود

بود تنها حضرت پروردگار

خواست تا خود را ببیند آشکار

آفرید آیینه ای در خورد خویش داد

او را سینه ای در خورد خویش

سینه ای سینا تر از تور کلیم

سینه ای سرشار از خلق عظیم

نام آن آیینه را احمد نهاد

گام او را بر خطی ممتد نهاد

کرد آن گه سینه اش را صیغلی

تا شود تور تجلی منجلی

دیـد در آیـیـنه ذات کـبـریا

فاش سر کنت کنز مخفیا

گفت این عین تجلی من است

جام او سر مست سقای من است

چشم احمد باده گردان من است

ره نمای ره نوردان من است

خاک را با خون دل گل ساختم

خون دل خوردم ز گل دل ساختم

زین سبب دل محرم راز من است

پرده ی عشاق دمساز من است

عاشقان را بی خیالی خوشتر است

نغمه از نی های خالی خوشتر است

عشق بازان لاعبالی تر به پیش

تا جواب آید سؤالی تر به پیش

زخمه ام در جستجوی تارهاست

زین سبب هر گوشه بر پا دارهاست

تار بینم شور بر پا میکنم

موسی آید تور بر پا میکنم

آب آتش ناک دارم در سبو

باده ای سوزان ولی بی رنگ و بو

هر کسی نوشد دگرگون میشود

لیلی اینجا همچو مجنون میشود

هر کسی نوشد چونان آتش شود

اهل دل گردد ولی سرکش شود

هر کسی نوشد سلیمانی کند

وانچه میدانیم و میدانی کند

میتراود اسم اعظم از لبش

میرسد با اذن ما بر مطلبش

باده ی ما باده ی انگور نیست

شهد ما در لانه ی زنبور نیست

باده ی ما شهد علم احمدیست

اولین شرط حضورت بی خودیست

بی خود از خود شو خداوندی مکن

با خداوند جهان رندی مکن

محرم کو شور و حال

کی سزد خاموش و ما را پریشانی مباد

مهر ما محتاج پیشانی مباد

ای نمازآگین پس از هفتاد سال کو

تحول کو طرب بی وجد و طلب

بر لب دریا بمیری تشنه لب

آستین شوق را بالا بزن دست

دل بر دامن دریا بزن

جرعه ای از جام آگاهی بزن

مست شو کوس اناالهی بزن

 محمدرضاآقاسی

 *****

یکی گوید سراپا عیب دارم

یکی گوید زبان از غیب دارم

نمی دانم که هستم هرچه هستم

قلم چون تیغ می رقصد به دستم

نه دِئبـِل نه فَرَزدَق نه کُمِیتَم

ولیکن خاک پای اهل بیتم

الا ساقی مستان ولایت

بهار بی زمستان ولایت

از آن جامی که دادی کربلا را

بنوشان این خراب مبتلا را

چنان مستم کن از یکتا پرستی

که از آهم بسوزد ملک هستی

هزاران راز را در من نهفتی

ولی در گوش من اینگونه گفتی

 

ز احمد تا احد یک میم فرق است

جهانی اندرین یک میم غرق است

یقینا میم احمد میم مستیست

که سرمست ازجمالش چشم هستیست

ز احمد هر دو عالم آبرو یافت

دمی خندید و هستی رنگ وبو یافت

اگر احمد نبود آدم کجا بود

خدا را آیه ای محکم کجا بود

چه می پرسند کین احمد کدام است

که ذکرش لذت شُرب مدام است

همان احمد که آوازش بهار است

دلیل خلقت لیل النهار است

همان احمد که فرزند خلیل است

قیام بت شکن هارادلیل است

همان احمدکه ستارُالعیوب است

دلیل راه و علّامُ الغیوب است

همان احمدکه جامش جام وحی است

به دستش ذوالفقار امر و نهی است

همان احمد که ختم الانبیاء شد

جناب کُنتُ کنزاً مخفیا شد

همان اوّل که اینجا آخر آمد

همان باطن که برما ظاهر آمد

همان احمد که سرمستان سرمد

بخوانندش ابوالقاسم محمّد

محمد میم و حاء و میم و دال است

تدارک بخش عدل و اعتدال است

محمد رحمةٌ للعالمین است

شرافت بخش صد روح الامین است

محمد پاک و شفاف و زلال است

که مرآت جمال ذوالجلال است

محمد تا نبوت را برانگیخت

ولایت را به کام شیعیان ریخت

ولایت بادۀ غیب و شهود است

کلید مخزن سرّ وجود است

محمد با علی روز اخوت

ولایت را گره زد بر نبوت

محمد را علی آیینه دار است

نخستین جلوه اش در ذوالفقار است

به جز دست علی مشکل گشا کیست

کلید کُنتُ کنزاً مخفیا کیست

کسی دیگر توانایی ندارد

که زخم شیعه را مرهم گذارد

غدیر ای باده گردان ولایت

رسولان الهی مبتلایت

ندا آمد ز محراب سماوات

به گوش گوشه گیران خرابات

رسولی کز غدیر خم ننوشد

ردای سبز بعثت را نپوشد

تمام انبیاء ساغر گرفتند

شراب از ساقی کوثر گرفتند

علی ساقی رندان بلاکش

بده جامی که می سوزم در آتش

مرا آیینۀ صدق و صفا کن

تجللی گاه نور مصطفی کن

محمدرضاآقاسی

 *****

 

 الا ساقی مستان ولایت

بهار بی زمستان ولایت

از آن جامی که دادی کربلا را

به نوشان این خراب مبتلا را

چنان مستم کن از یکتا پرستی

که از آهم بسوزد کل هستی

هزاران راز را در من نهفتی

ولی در گوش من اینگونه گفتی

ز احمد تا احد یک میم فرق است

جهانی اندراین یک میم غرق است

یقینا میم احمد میم مستی ست

که سر مست از جمالش چشم هستی ست

زاحمد هردو عالم آبرو یافت

دمی خندید و هستی رنگ و بو یافت

اگر احمد نبود آدم کجا بود

خدا را آیه ای محکم کجا بود

چه می پرسند کاین احمد کدام است

که ذکرش لذت شرب مدام است

همان احمد که آوازش بهار است

دلیل خلقت لیل و نهارست

همان احمد که فرزند خلیل است

قیام بتشکنها را دلیل است

همان احمد که ستار العیوب است

دلیل راه و علام الغیوب است

همان احمد که جامش جام وحی است

به دستش ذوالفقار امر و نهی است

همان احمد که ختم الانبیا شد

جناب کنت و کنز مخفیا شد

همان اول که اینجا آخر آمد

همان باطن که بر ما ظاهر آمد

همان احمد که سرمستان سرمد

بخوانندش ابوالقاسم محــــــمد (ص)

محمد میم و حا ء و میم و دال است

تدارک بخش عدل و اعتدال است

محمد رحمه للعالمین است

کرامت بخش صد روح الامین است

محمد پاک و شفاف و زلال است

که مرات جمال ذوالفقار است

محمد تا نبوت را برانگیخت

ولایت را به کام شیعیان ریخت

ولایت باده ی غیب و شهود است

کلید مخزن سر وجود است

محمد با علی روز اخوت

ولایت را گره زد بر نبوت

محمد را علی آینه دارد

نخستین جلوه اش در ذوالفقار است

محمدرضا آقاسی

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢۸ ] [ ٧:۳٧ ‎ب.ظ ] [ مجتبی بصیر ]

رهبر تروریست‎ها: پیامبر ما ابوسفیان است! + عکس

"پیامبر ما ابوسفیان است نه [حضرت] محمد [صلی‌الله علیه و آله]؛ یزید هم گفته بود «لاخبرجاء ولاوحی نزل»... " 


به گزارش خبرگزاری اهل‎بیت(ع) ـ ابنا ـ سخن یزید، در انکار رسالت پیامبر اسلام اکنون از زبان "زهران علوش" رهبر تروریست‌های "الجبهه اسلامیه" جاری شد. براساس فیلمی که بر روی شبکه‌های اجتماعی اینترنتی دیده شده، زهران علوش که از جمله پیروان تفکرات القاعده است و یا هم پیمانانش تحت شعار نبی محمد (صلی‌الله علیه و آله) می‌جنگد در صحبتی توهین‌آمیز می‌گوید: پیامبر ما ابوسفیان است نه [حضرت] محمد [صلی‌الله علیه و آله]؛ یزید هم گفته بود "لاخبرجاء ولاوحی نزل".

علوش رهبر تروریست‌هایی متشکل از چهل گروه تروریستی را تشکیل می‌دهد که با پشتیبانی سعودی در چند ماه پیش اعلام موجودیت و استقلال نمود، آمریکا این گروه را یک گروه معتدل توصیف کرده و تلاش داشت آن را در کنفرانس ژنو 2 بگنجاند، اما با انتشار این ویدئو بر همگان ثابت شده که این گروه نیز یک گروه افراطی است و با القاعده هیچ تفاوتی ندارد.

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٤ ] [ ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
امشب که زمین و آسمان می گرید / از ماتم عسکری جهان می گرید
جا دارد اگر شیعه خون گریه کند / چون مهدی صاحب الزمان می گرید
سالروز پرپر شدن یازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، تسلیت باد.
 
هشدار که ماتم عظیم است امروز / دلها همه با غصه ندیم است امروز
بر صاحب عصر تسلیت باید داد / کان درّ گرانمایه یتیم است امروز
 
فرزند غایبش را سر سلامت بگویید و باران اشکتان را در بی ‏شکیبی انتظار، بهانه سازید

 
از زهر کینه کشتند امام عسکری را / از نو خزان نمودند، گلزار حیدری را
امروز عسکری به جهان دیده بسته است / قلب جهان و قطب زمان دلشکسته است
آن حجت خدای، ز بیداد معتمد / پیوند زندگانی اش از هم گسسته است
 
امام حسن عسکری (ع) :
کسى که "پارسایى” خوى او، و "بخشندگى” طبیعت او
و "بردبارى” خصلت او باشد دوستانش بسیار شوند
 
شهادت مظلومانه یازدهمین پیشوای شیعیان جهان ؛ حضرت امام 
حسن عسکری علیه السلام را به پیشگاه فرزند غائبشان ؛ 
امام عصر؛حضرت مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی
ظهوره و شیعیان آن امام همام تسلیت عرض می کنیم
 
شهادت، عشق است و حسن عسکری عاشق ترین ٬
فرزند غایبش را سر سلامت بگویید 
و باران اشکتان را در بی‏شکیبی انتظار، بهانه سازید!
شیعیان بر سر زنید، شد عزای دیگری
کشته ی زهر جفا شد امام عسکری
از جفای معتمد، پر زخون دل ها شده
در عزای عسکری، سامره غوغا شده
 
امام حسن عسکری(ع):
پـارسـاتـریـن مـردم کسـى است که در هنگـام شبهه تـوقف کنـد.
عابـدتـریـن مـردم کسـى است که واجبـات را انجـام دهـد.
زاهـد تـریـن مـردم کسـى است که حـرام را تـرک نمـاید.
کـوشنـده تـریـن مـردم کسـى است که گنـاهـان را رهـا سازد.
 
عسکرى از دارفانى دیده بسته
گرد ماتم بر رخ مهدى نشسته
گشته سامرا دوباره وداى غم
بر پدر صاحب زمان بگرفته ماتم
 
زهرا زند به سینه، دنبال آن جنازه / بعد از مه صفر شد، داغش دوباره تازه
 
از زهر کینه کشتند امام عسکری را
از نو خزان نمودند گلزار حیدری را
 
در سامره بپا شد غوغای روز محشر
ابن الرضا فدا شد در راه دین داور
[ ۱۳٩٢/۱٠/۱٩ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
نرم افزار ضامن غریبان برای رایانه
این نرم افزار دینی حاصل فعالیت های انجمن گفتگوی دینی است که تلاش کرده اند، گوشه ای از زندگانی امام رضا (ع) را در نرم افزار توضیح بدهند.
 
این نرم افزار شامل  بخش های زیر است :
- پرسش و پاسخ: شامل ۲۴ پرسش و پاسخ پیرامون امام هشتم امام رضا (ع)
- آداب زیارت: شامل آداب کامل زیارت ، فضیلت و کیفیت زیارت ثامن الحجج (ع)
- سلوک رضوی: بررسی ابعاد شخصیتی امام رضا (ع)
- در مکتب رضوی: ۲۴ مطلب از معارف امام رئوف (ع)
- حرم ضوی: معرفی کامل بخش های حرم رضوی
- ادبیات رضوی: شامل شعر،داستان،پیامک،خاطره و حدیث
- کلیپ رضوی: شامل ۱۶ کلیپ تصویری و ۱۶ ترک صوتی
حجم نرم افزار: 5.8 مگابایت
.....................................................................................
نرم افزار اما رضا (ع) برای رایانه
این برنامه یک نرم افزار کامل و جامع برای کسب اطلاعات مفید از زندگانی امام رضا (ع) است.
 
امکانات نرم افزار امام رضا (ع) آنلاین:
1- بخش زندگی نامه امام رضا (ع) شامل :
زندگی نامه, زیارت نامه , مادر امام , -نام امام رضا , حیات اجتمایی , سیره عملی و اخلاقی و ماجرای ولایعهدی
2- بخش اخبار سایت های امام رضا (ع) شامل :
مشاهده تیتر خبرها ی سایتهای آستان قدس رضوی (www.aqrazavi.org)
پایگاه جامع اطلاع رسانی امام رضا (ع) (www.imamrezatv.org)
وسایت فرهنگی مذهبی امام رضا (ع) (www.imamreza.org)
3- مشاهده تاریخ واوقات شرعی مشهد و سایر شهرها
4- زیارت آنلاین امام رضا (ع) شامل:
پخش مستقیم از حرم امام رضا (ع) , پخش زنده از صحن انقلاب حرم امام رضا (ع) , پخش زنده از صحن گوهر شاد
5- احادیث از امام رضا (ع) شامل :
احادیثی از امام (ع) به صورت متنی ونمایش به صورت فلش ( گرافیکی )
6- مشاهده وضعیت آب وهوا ی شهر مشهد و سایر شهر ها
7- مشاهده و دانلود تصاویر پشت زمینه گرافیکی و فایلهای اسکن سرور با موضوع امام رضا (ع)
8- نوا و نماهنگ ( امکان دانلود انواع فایل صوتی و تصویری با موضوع امام رضا (ع) )
9-بخش موبایل رضوی شامل :
نرم افزارها ی ویژه , کتاب های الکترونیکی و تم های موبایل ویژه امام رضا (ع)
10- مشاهد آنلاین نقشه حرم امام رضا(ع) ومشاهده آنلاین نقشه مشهد
برای دیدن بقیه نرم افزارها به ادامه مطلب  بروید .....

ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/۱٠/۱٢ ] [ ۸:٥٩ ‎ق.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
برای شما کاربران دریچه تعدادی پیامک مرتبط با رحلت پیامبر (ص) و امام حسن مجتبی (ع) آماده کرده ایم، با استفاده از این پیامک ها می توانید برای دوستان و آشنایان خود پیامک تسلیت ارسال کنید.
داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم
لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم
یا ایّها الرّسول بدون دعای تو
از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم
 
آه و واویلا، که چشمان پیمبر بسته شد
باب وحی و خانۀ زهرای اطهر بسته شد
دست فتنه، باز شد بازوی حیدر بسته شد
هم عزای مصطفی، هم غربت شیرخداست

 
چشم اهل دل از گریه خونبار است / حضرت مهدی امشب عزادار است
خاک غم امروز بر فرق عالم شد / سینه شیعه دریای ماتم شد
 
اهل عالم عزای خاتم الانبیاست / همه جا کربلای خاتم الانبیاست
زین بلای عظیم گشته امت یتیم / السلام علیک، یا رسول الله
ای مدینـه دگـر مصطفی نداری / ناله کن که شده وقت سوگواری
اشک زینب از دیده می‌ریزد / آتـش از بیت فاطمه خیزد
 
دریای اشک، ملک خداوند سرمد است
بــاور کنیــد روز عــزای محمّد است
وفات حضرت محمد (ص) تسلیت باد
 
با وفات احمد زنده شد جهالت
ز آتش ستم سوخت گلشن عدالت
نخله دین را به تبر شکستند
ثمر بریدند و شجر شکستند
 
رحلت پیامبر اکرم(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و آفتاب هشتم امامت
حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) تسلیت باد
 
اى خاتم مهربانى و عشق! سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات
شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند 
اللهم صل علی محمد و آل محمد
مدینه شد ز داغ مصطفى بیت الحزن امشب
فضاى عالم هستى بود غرق محن امشب
مکن اى آسمان روشن چراغ ماه را کز کین
چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب
 
سیاه پوش بیست و هشتمین روز صفر
شانه به شانه آسمان فشرده در ابر مدینه مى گریم 
 
سردار مظلوم عشق! جز تو، کدامین سردار، در مأمن خانه‏اش آماج ستیز دشمنان شد و کدامین دلاور چون تو، به تیغ توطئه کشته شد؟!
 
شهادت مظلومانه دومین اخترتابناک آسمان امامت و ولایت
دومین نور خدای سرمد ، زاده زهرای اطهر (س)
کریم آل طاها ، آقا و مولا امام حسن مجبتی 
علیه السلام بر شیعیان تسلیت باد 
 
ای کریم آل طه ! باور کن آسمان، تاب تنهایی نمی آورد و کمرش زیر داغت، خم خواهد شد
یا رسول الله
با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم
اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد
 
شهادت دومین نور ولایت، صاحب کرامت 
و شفیع قیامت، امام حسن مجتبى علیه السلام 
را تسلیت مى گوییم
 
یا رب نصیب هیچ غریب دگر مکن
دردی که گیسوان حسن را سپید کرد

 
ای کریم آل طه ! وقتی تو رفتی، چشمان آسمان سیاهی رفت و اشک از نگاه ستاره غلتید.
 
از غم بی یاریم خون بر دل یاران شده
جسم از گل بهترم باتیری گلباران شده
تا قیامت صبر من شد عیان ازقبر من
[ ۱۳٩٢/۱٠/٩ ] [ ٩:۳٧ ‎ق.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
به مناسبت فرا رسیدن "اربعین حسینی" برای شما کاربران دریچه تعدادی پیامک مرتبط با این روز را آماده کرده ایم.

بسوز ای دل که امروز اربعین است / عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت /سراسر درس، بهر مسلمین است
اربعین حسینی تسلیت باد

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم / از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم / در رکاب تو فدایی می شدیم



درسی که اربعین به مامی دهد، زنده نگهداشتن یاد حقیقت
وخاطره ی شهادت درمقابل طوفان تبلیغات دشمن است
«مقام معظم رهبری»

آبروی حسین به کهکشان می ارزد / یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست / گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

غرق تلاطم شده بحر محیط / یک سره درد است بساط بَسیط
شد چهلم روز عزای حسین / جان جهان باد فدای حسین

کربلایت بار دیگر منزل زینب شده
در عزای اربعینت جان او بر لب شده
او که شمع محفل شمس و قمر، و آن غنچه بود
بعد از این پروانه ی هجده گل و کوکب شده

من و داغ غمی سنگین چهل روز / چه ها بر من گذشته این چهل روز
چهل روز است هجران من و تو / که هر روزش مرا چندین چهل روز



دیده خونبار دارد آسمان کربلا
هست تا در انتظار کاروان کربلا
روز و شب در انتظار مقدم آل علی ست
تشنه کامی ها به دشت بیکران کربلا
اربعین حسینی تسلیت باد

اربعین آمد و اشگم ز بصر می آید
گوییا زینب محزون ز سفر می آید
باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست
کز اسیران ره شام خبر می آید
اربعین حسینی برشما تسلیت باد

امام صادق(ع): آسمان چهل روز در عزای حسین(ع) گریست
اربعین حسینی برشما و خانواده ی محترمتان تسلیت

امشب شب اربعین مصباح هداست/ دل یاد حسین بن علی شیر خداست

پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت/ امشب شب یاد عشقیاء و شهداست

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند



صد نوا خیزد ز نای نینوایت یا حسین نغمه های عشق باشد در نوایت یا حسین
می زند آتش به قلب دوستانت دم به دم داستان جانگداز کربلایت یا حسین
فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد


ساربانا ز اشتران بگشای بار                 لحظه‎ای ما را به حال خود گذار
این که بینی سرزمین کربلاست               خاک او آغشته با خون خداست

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
عصام العماد:
وهابیت غرق در شرک است
یک مستبصر یمنی گفت: وهابیت غرق در شرک است و چون مبتلا به این مسئله هستند، فکر می‌کنند که همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی مشرک هستند. 


  دکتر عصام العماد در نشست «شناخت وهابیت و راه‌های مقابله با آن‌ها»، در مدرسه علمیه خاتم الانبیاء(ص) قم با اشاره به اینکه یکی از دغدغه‌های اصلی وهابیت این است که مکاتب تشیع و تسنن را مشرک معرفی کند، گفت: وهابیت چون مبتلا به شرک است همه را مشرک می‌داند.

این مستبصر یمنی ادامه داد: من خودم وهابی بودم و برایم مسلم است که وهابیت غرق در شرک است و چون گرفتار این مسئله هستند، فکر می‌کنند که همه مسلمانان مشرک هستند.

وی با تاکید بر اینکه وهابیون حقیقتا مشرک هستند، ابراز داشت: شیخ محمد عبدالوهاب در کتاب خودش می‌گوید که عملکرد خدا و رسول(ص) مثلا باید این طور و یا آن طور باشد!!!، آیا این مسئله شرک نیست که برای خدا و پیامبر(ص) تعیین تکلیف می‌کند؟ این کار دخالت در امر خداوند است. یعنی خود را بالاتر از خدای متعال و نبی مکرم اسلام(ص) دیده است.

عصام العماد تصریح کرد: وهابیون برای فرار از شرک، کتاب می‌نویسند، بمب‌گذاری می‌کنند، خود و غیر خود را نابود می‌کنند. اینها انسان‌های فریب خورده‌ای هستند که باید آنان را نجات داد.

این محقق و پژوهشگر یمنی ادامه داد: اگر وصیت‌نامه یک وهابی را قبل از انجام عملیات انتحاری مطالعه کنید، خواهید دید که براساس عقیده و برای فرار از شرک این کار را انجام می‌دهند، لذا اگر برای آنان اثبات کنیم که این عمل و این عقیده، مشرکانه است، تسلیم می‌شوند.

وی با اشاره به روایتی از پیامبر مکرم اسلام(ص) یادآور شد: مطمئنا اگر فرد وهابی که می‌خواهد عملیات انتحاری انجام دهد، پی به اشتباه خود ببرد، هیچ گاه مرتکب این گونه جنایات نخواهد شد. لذا ما باید روشنگری کرده و افراد گرفتار در بند وهابیت را نجات دهیم.

عصام العماد با اشاره به لزوم شناخت و معرفی ماهیت واقعی وهابیت تاکید کرد: ما باید وهابیت را به خوبی بشناسیم و با استدلال مبانی آنها را رد کرده و به آنان بفهمانیم که تفکراتشان شرک است.

عصام العماد یمنی الاصل، سال‌ها در دانشگاه‌های عربستان سعودی تحصیل کرده و خود به دلیل اندیشه‌ای در جرگه وهابیون بوده، اما پس از تحقیق درباره مذهب حقه شیعه و مفتخر شدن به رهرویی اهل بیت(ع) و اختیار تشیع، سالیانی است که در نشست‌ها و جلسات مختلف، پرده از زوایای انحراف وهابیت و سلفیون افراطی بر می‌دارد

[ ۱۳٩٢/٩/٢٤ ] [ ٩:٥٥ ‎ق.ظ ] [ مجتبی بصیر ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

دراین وبلاگ سعی ما برمعرفی عقاید شیعه می باشد وبه هیچ وجه به دینی یا مسلک یا مذهبی یاشخصی توهین ننموده وسعی برآوردن هریک از عقاید به همراه استدلال می باشد وازشمافرهیخته محترم نیز همین انتظارمی رود
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات اختصاصی
امکانات وب

شیعه یعنی زاهد شب شیر روز